southerly

[ایالات متحده]/'sʌðəlɪ/
[بریتانیا]/'sʌðɚli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. و adv. که از سمت یا موقعیت جنوب می‌آید، در یک جهت جنوبی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

southerly wind

باد جنوبي

جملات نمونه

The southerly wind brought warm weather to the region.

وزش بادهای جنوبی هوا را در منطقه گرم کرد.

The southerly direction is where the storm is coming from.

جهت جنوب جایی است که طوفان از آنجا می‌آید.

The southerly flow of traffic was causing delays on the highway.

جریان ترافیک به سمت جنوب باعث ایجاد تاخیر در بزرگراه شد.

The southerly facing windows let in a lot of sunlight.

پنجره‌های رو به جنوب نور خورشید زیادی را راه می‌دادند.

The southerly region is known for its mild climate.

منطقه جنوبی به آب و هوای معتدلش معروف است.

The southerly route is usually less congested than the northern one.

مسیر جنوبی معمولاً کمتر از مسیر شمالی شلوغ است.

The southerly view from the top of the mountain was breathtaking.

منظره جنوبی از بالای کوه نفس‌گیر بود.

The southerly current carried the boat out to sea.

جریان جنوبی قایق را به دریا برد.

The southerly slope of the hill was covered in lush vegetation.

شیب جنوبی تپه با پوشش گیاهی سرسبز پوشیده شده بود.

The southerly aspect of the house meant it received a lot of sunlight.

جنوب خانه‌ای که به آن رو شده بود به این معنی بود که نور خورشید زیادی دریافت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید