nostalgist

[ایالات متحده]/nɒˈstæl.dʒɪst/
[بریتانیا]/nɑːˈstæl.dʒɪst/

ترجمه

n. شخصی که نوستالژی را تجربه می‌کند یا ابراز می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

nostalgist club

باشگاه نوستالژی

nostalgist gathering

همایش نوستالژی

nostalgist perspective

دیدگاه نوستالژیک

nostalgist moment

لحظه نوستالژیک

nostalgist theme

موضوع نوستالژی

nostalgist vibe

فضای نوستالژیک

nostalgist experience

تجربه نوستالژیک

nostalgist artwork

هنر نوستالژیک

nostalgist film

فیلم نوستالژیک

nostalgist music

موسیقی نوستالژیک

جملات نمونه

the nostalgist often reminisces about the past.

نوستالژیست اغلب به گذشته نوستالژی می‌کند.

as a nostalgist, she collects vintage items.

به عنوان یک نوستالژیست، او اقلام عتیقه جمع‌آوری می‌کند.

the film appealed to the nostalgist in many viewers.

فیلم برای بسیاری از بینندگان، به نوستالژیست جذاب بود.

being a nostalgist, he enjoys old music records.

به عنوان یک نوستالژیست، او از گوش دادن به ضبط‌های موسیقی قدیمی لذت می‌برد.

the nostalgist's favorite book is from his childhood.

کتاب مورد علاقه نوستالژیست از دوران کودکی اوست.

nostalgists often visit places from their past.

نوستالژیست‌ها اغلب از مکان‌هایی از گذشته خود بازدید می‌کنند.

the nostalgist created a scrapbook of memories.

نوستالژیست یک دفتر خاطرات از خاطرات ایجاد کرد.

many nostalgists find comfort in familiar scents.

بسیاری از نوستالژیست‌ها در بوهای آشنا آرامش می‌یابند.

the nostalgist shared stories of his youth.

نوستالژیست داستان‌های جوانی خود را به اشتراک گذاشت.

being a nostalgist, she loves old photographs.

به عنوان یک نوستالژیست، او عاشق عکس‌های قدیمی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید