remembrance

[ایالات متحده]/rɪ'membr(ə)ns/
[بریتانیا]/rɪ'mɛmbrəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بزرگداشت; یاد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

In loving remembrance

به یادبود با عشق

Eternal remembrance

یاد ابدی

Fond remembrance

یادهای شیرین

Remembrance day

روز یادبود

Sweet remembrance

یادهای دوست‌داشتنی

in remembrance of

به یاد

جملات نمونه

This watch is a remembrance of my father.

این ساعت یادبودی از پدر من است.

the remembrance of things past

یاد خاطرات گذشته

On Remembrance Sunday we honour those who died.

در یکشنبه یادبود، ما کسانی را که فوت کرده اند گرامی می داریم.

Do you have any remembrance of your childhood?

آیا خاطره‌ای از کودکی خود دارید؟

fresh remembrance of vexation must still enkindle rage.

یاد تازه رنجش هنوز باید خشم را شعله‌ور کند.

a flash of understanding or remembrance passed between them.

یک لحظه درک یا یادآوری بین آنها رد و بدل شد.

The remembrance of his humiliation was almost too painful to bear.

یادآوری تحقیر او تقریباً بیش از حد دردناک بود که تحمل کرد.

Give my remembrances to your family.

به خانواده‌تان ادای احترام می‌کنم.

bring back to the memory, put in remembrance, memorialize.

به خاطره بازگردانید، در یاد قرار دهید، یادبود کنید.

Christians eat bread and drink wine in remembrance of Jesus.

مسیحیان نان می‌خورند و به یادبود عیسی شراب می‌نوشند.

I decided to sell poppies in remembrance of those who died.

تصمیم گرفتم به یاد کسانی که جان باختند، گل سرخ بفروشم.

the remembrance of her visit came back with startling clarity.

یاد خاطره بازدید او با وضوحی چشمگیر بازگشت.

He hath holpen his servant Israel, in remembrance of his mercy;

او به خادم خود اسرائیل کمک کرده است، به یاد داشت لطف خود.

All remembrance of him has escaped from my mind.

تمام خاطرات او از ذهنم پاک شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید