notified you
شما را مطلع کردید
notified him
او را مطلع کردید
notified us
ما را مطلع کردید
notified them
آنها را مطلع کردید
notified immediately
بلافاصله مطلع کردید
notified promptly
به سرعت مطلع کردید
notified correctly
به درستی مطلع کردید
notified officially
به طور رسمی مطلع کردید
notified via email
از طریق ایمیل مطلع کردید
notified in advance
از قبل مطلع کردید
the team was notified about the schedule change.
تیم در مورد تغییر برنامه مطلع شد.
she was notified of her promotion yesterday.
او دیروز از ارتقای خود مطلع شد.
we need to be notified in advance of any changes.
ما باید قبل از هر گونه تغییر مطلع شویم.
he notified the authorities about the incident.
او مقامات را از این حادثه مطلع کرد.
they will be notified once the decision is made.
وقتی تصمیم گرفته شد آنها مطلع خواهند شد.
the company notified employees of the new policy.
شرکت از سیاست جدید به اطلاع کارکنان رساند.
she notified her friends about the party.
او دوستانش را از مهمانی مطلع کرد.
customers will be notified of any delays.
مشتریان از هرگونه تأخیر مطلع خواهند شد.
he quickly notified his supervisor of the issue.
او به سرعت مافوق خود را از این موضوع مطلع کرد.
they were notified through email about the meeting.
آنها از طریق ایمیل در مورد جلسه مطلع شدند.
notified you
شما را مطلع کردید
notified him
او را مطلع کردید
notified us
ما را مطلع کردید
notified them
آنها را مطلع کردید
notified immediately
بلافاصله مطلع کردید
notified promptly
به سرعت مطلع کردید
notified correctly
به درستی مطلع کردید
notified officially
به طور رسمی مطلع کردید
notified via email
از طریق ایمیل مطلع کردید
notified in advance
از قبل مطلع کردید
the team was notified about the schedule change.
تیم در مورد تغییر برنامه مطلع شد.
she was notified of her promotion yesterday.
او دیروز از ارتقای خود مطلع شد.
we need to be notified in advance of any changes.
ما باید قبل از هر گونه تغییر مطلع شویم.
he notified the authorities about the incident.
او مقامات را از این حادثه مطلع کرد.
they will be notified once the decision is made.
وقتی تصمیم گرفته شد آنها مطلع خواهند شد.
the company notified employees of the new policy.
شرکت از سیاست جدید به اطلاع کارکنان رساند.
she notified her friends about the party.
او دوستانش را از مهمانی مطلع کرد.
customers will be notified of any delays.
مشتریان از هرگونه تأخیر مطلع خواهند شد.
he quickly notified his supervisor of the issue.
او به سرعت مافوق خود را از این موضوع مطلع کرد.
they were notified through email about the meeting.
آنها از طریق ایمیل در مورد جلسه مطلع شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید