unknowing

[ایالات متحده]/ʌn'nəʊɪŋ/
[بریتانیا]/ʌn'noɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناآگاه، بی‌خبر
Word Forms

جملات نمونه

knowing accomplices or unknowing dupes.

همدستانی آگاه یا فریب خورده های ناآگاه.

unknowing aid to enemy

کمک ناآگاهانه به دشمن

the lions moved stealthily towards their unknowing victims.

شیرها به صورت مخفیانه به سمت قربانیان بی‌خبر خود حرکت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید