nubuck

[ایالات متحده]/ˈnjuːbʌk/
[بریتانیا]/ˈnuːbʌk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی چرم با سطح نرم و مخملی

عبارات و ترکیب‌ها

nubuck leather

چرم نوبوک

nubuck shoes

کفش‌های نوبوک

nubuck jacket

ژاکت نوبوک

nubuck boots

نیم‌بوت‌های نوبوک

nubuck fabric

پارچه نوبوک

nubuck finish

پوشش نوبوک

nubuck cleaning

تمیز کردن نوبوک

nubuck care

مراقبت از نوبوک

nubuck texture

بافت نوبوک

nubuck wallet

کیف پول نوبوک

جملات نمونه

nubuck leather is known for its softness.

چرم نوبوک به دلیل نرمی آن شناخته شده است.

i bought a pair of nubuck shoes for winter.

من یک جفت کفش نوبوک برای زمستان خریدم.

cleaning nubuck requires special care.

تمیز کردن نوبوک نیاز به مراقبت ویژه دارد.

nubuck is often used in high-end fashion.

نوبوک اغلب در مد لوکس استفاده می شود.

he prefers nubuck over traditional leather.

او ترجیح می دهد نوبوک را نسبت به چرم سنتی.

she chose a nubuck bag for its texture.

او یک کیف نوبوک به دلیل بافت آن انتخاب کرد.

they recommend using a special brush for nubuck.

آنها استفاده از یک برس مخصوص برای نوبوک را توصیه می کنند.

nubuck can be more expensive than regular suede.

نوبوک می تواند گران تر از سویه معمولی باشد.

it’s important to protect nubuck from water damage.

محافظت از نوبوک در برابر آسیب آب مهم است.

her jacket was made of high-quality nubuck.

ژاکت او از چرم نوبوک با کیفیت بالا ساخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید