nun

[ایالات متحده]/nʌn/
[بریتانیا]/nʌn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خواهر در یک جامعه مذهبی؛ زنی که عهدهایی را برای اختصاص دادن زندگی‌اش به دعا و خدمت به خدا گرفته است
Word Forms
جمعnuns

عبارات و ترکیب‌ها

buddhist nun

راهبه بودایی

جملات نمونه

The nun took strait vows.

راهبه سوگندهای مستقیم داد.

Nun tanzen die Ratten im Geklirr.

Nun tanzen die Ratten im Geklirr.

they took her for a nun and Mary said nothing to undeceive them.

آنها او را به عنوان یک راهبه فرض کردند و مریم چیزی برای فریب ندادن آنها نگفت.

the nuns walked in meditation, their habits dragging on the grassy verge.

راهبه ها در حالی که در حال مراقبه بودند، لباس هایشان روی حاشیه علفی کشیده می شد.

That hymn of the angels which he had heard in the middle of the night, was the nuns chanting matins;

آن سرود فرشتگان که او در نیمه شب شنیده بود، سرود خواندن شبانه خواهران بود.

The old nun was as imperious as ever, but visibly thawed when she saw the children.

راهبه پیر به همان اندازه مغرور بود که همیشه بود، اما وقتی بچه‌ها را دید، به وضوح ذوب شد.

ATUM-RE: This is Re as he emerged out of the Nun (Primordial Sea), appointed the Ogdoad (see below) to their proper places in the Heavens, and single-handedly created all in existance.

ATUM-RE: این رِ است همانطور که از نون (دریاچه نخستین) بیرون آمد، اوگوداد (در زیر) را در مکان مناسب خود در آسمان منصوب کرد و به تنهایی همه چیز را در وجود ایجاد کرد.

نمونه‌های واقعی

Gee, Daisy! Maybe you ought to be a nun.

وای، دایزی! شاید بهتر باشد راهبه شوی.

منبع: Intermediate American English by Lai Shih-Hsiung (Volume 2)

Did you know killed seven nuns?

آیا می‌دانید هفت راهبه کشته شدند؟

منبع: American Horror Story: Season 2

I can't be babysitting a deranged nun all day long.

نمی‌توانم تمام روز مراقب یک راهبه دیوانه باشم.

منبع: American Horror Story: Season 2

She decided to be a nun in order to avoid meeting him.

او تصمیم گرفت راهبه شود تا از ملاقات با او اجتناب کند.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Get this right and there's a headless nun in it for you.

این را درست انجام بده و یک راهبه بی‌سر در آن منتظر توست.

منبع: Sherlock Holmes Detailed Explanation

I may be a Catholic, but I am so not above slapping a nun.

من ممکن است کاتولیک باشم، اما به هیچ وجه بالاتر از زدن یک راهبه نیستم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

Monks and nuns comprise a substantial portion of society, largely self-contained and isolated.

راهبه‌ها و راهبان بخش قابل توجهی از جامعه را تشکیل می‌دهند، عمدتاً خودکفا و منزوی.

منبع: Beautiful China

If anyone, it was that nun.

اگر کسی بود، آن راهبه بود.

منبع: American Horror Story: Season 2

Fly to Africa and nail that little nun you've been drooling over. I don't care!

به آفریقا پرواز کن و آن راهبه کوچکی که به او چشم دوخته‌ای را به دست بیاور. مهم نیست!

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

What are you, a nun? Come on, bestie, let's see some skin.

تو چی هستی، یک راهبه؟ بیا، دوست خوبم، یکم پوست نشون بده.

منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید