nuns

[ایالات متحده]/nʌnz/
[بریتانیا]/nʌnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (通常指基督教) 女性宗教成员, (佛教) 女性僧侣

عبارات و ترکیب‌ها

nuns in habit

راهبان با لباس

nuns of charity

راهبان خیریه

nuns at prayer

راهبان در حال نماز

nuns of mercy

راهبان مهربانی

nuns and monks

راهبان و راهبه‌ها

nuns in silence

راهبان در سکوت

nuns in community

راهبان در اجتماع

جملات نمونه

the nuns dedicated their lives to helping the poor.

راهبان زندگی خود را وقف کمک به فقرا کردند.

many nuns live in convents, away from the hustle and bustle of the city.

بسیاری از راهبان در صومعه ها زندگی می کنند، دور از هیاهوی شهر.

the nuns taught the children valuable life skills.

راهبان مهارت های زندگی ارزشمند را به کودکان آموزش دادند.

some nuns participate in community service projects.

برخی از راهبان در پروژه های خدمات اجتماعی شرکت می کنند.

the nuns organized a fundraiser for local charities.

راهبان یک اکراد جمع آوری کمک های مالی برای خیریه های محلی سازماندهی کردند.

in the past, nuns played a significant role in education.

در گذشته، راهبان نقش مهمی در آموزش داشتند.

many nuns choose to live a life of silence and reflection.

بسیاری از راهبان انتخاب می کنند زندگی ای پر سکوت و تفکر کنند.

the nuns often pray together in the chapel.

راهبان اغلب در کلیسا با هم دعا می کنند.

some nuns engage in artistic pursuits like painting and music.

برخی از راهبان در فعالیت های هنری مانند نقاشی و موسیقی شرکت می کنند.

the nuns welcomed visitors to their monastery with open arms.

راهبان با آغوش باز از بازدیدکنندگان در صومعه خود استقبال کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید