nuns in habit
راهبان با لباس
nuns of charity
راهبان خیریه
nuns at prayer
راهبان در حال نماز
nuns of mercy
راهبان مهربانی
nuns and monks
راهبان و راهبهها
nuns in silence
راهبان در سکوت
nuns in community
راهبان در اجتماع
the nuns dedicated their lives to helping the poor.
راهبان زندگی خود را وقف کمک به فقرا کردند.
many nuns live in convents, away from the hustle and bustle of the city.
بسیاری از راهبان در صومعه ها زندگی می کنند، دور از هیاهوی شهر.
the nuns taught the children valuable life skills.
راهبان مهارت های زندگی ارزشمند را به کودکان آموزش دادند.
some nuns participate in community service projects.
برخی از راهبان در پروژه های خدمات اجتماعی شرکت می کنند.
the nuns organized a fundraiser for local charities.
راهبان یک اکراد جمع آوری کمک های مالی برای خیریه های محلی سازماندهی کردند.
in the past, nuns played a significant role in education.
در گذشته، راهبان نقش مهمی در آموزش داشتند.
many nuns choose to live a life of silence and reflection.
بسیاری از راهبان انتخاب می کنند زندگی ای پر سکوت و تفکر کنند.
the nuns often pray together in the chapel.
راهبان اغلب در کلیسا با هم دعا می کنند.
some nuns engage in artistic pursuits like painting and music.
برخی از راهبان در فعالیت های هنری مانند نقاشی و موسیقی شرکت می کنند.
the nuns welcomed visitors to their monastery with open arms.
راهبان با آغوش باز از بازدیدکنندگان در صومعه خود استقبال کردند.
nuns in habit
راهبان با لباس
nuns of charity
راهبان خیریه
nuns at prayer
راهبان در حال نماز
nuns of mercy
راهبان مهربانی
nuns and monks
راهبان و راهبهها
nuns in silence
راهبان در سکوت
nuns in community
راهبان در اجتماع
the nuns dedicated their lives to helping the poor.
راهبان زندگی خود را وقف کمک به فقرا کردند.
many nuns live in convents, away from the hustle and bustle of the city.
بسیاری از راهبان در صومعه ها زندگی می کنند، دور از هیاهوی شهر.
the nuns taught the children valuable life skills.
راهبان مهارت های زندگی ارزشمند را به کودکان آموزش دادند.
some nuns participate in community service projects.
برخی از راهبان در پروژه های خدمات اجتماعی شرکت می کنند.
the nuns organized a fundraiser for local charities.
راهبان یک اکراد جمع آوری کمک های مالی برای خیریه های محلی سازماندهی کردند.
in the past, nuns played a significant role in education.
در گذشته، راهبان نقش مهمی در آموزش داشتند.
many nuns choose to live a life of silence and reflection.
بسیاری از راهبان انتخاب می کنند زندگی ای پر سکوت و تفکر کنند.
the nuns often pray together in the chapel.
راهبان اغلب در کلیسا با هم دعا می کنند.
some nuns engage in artistic pursuits like painting and music.
برخی از راهبان در فعالیت های هنری مانند نقاشی و موسیقی شرکت می کنند.
the nuns welcomed visitors to their monastery with open arms.
راهبان با آغوش باز از بازدیدکنندگان در صومعه خود استقبال کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید