priestess

[ایالات متحده]/'priːstɪs/
[بریتانیا]/ˈpristɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رهبر مذهبی زن در برخی از ادیان غیر از مسیحیت.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردpriestesses
جمعpriestesses

عبارات و ترکیب‌ها

high priestess

کاهن‌بان ارشد

جملات نمونه

a priestess of Apollo at Delphi

کشیش آپولو در دلفی

the high priestess of modern art.

ارشدترین کشیش هنر مدرن.

The priestess conducted a sacred ritual in the temple.

کشیش یک آیین مقدس در معبد انجام داد.

The priestess wore a flowing white robe.

کشیش یک لباس سفید بلند پوشیده بود.

The priestess chanted ancient prayers to invoke blessings.

کشیش دعاهای باستانی را برای فراخواندن برکت ها زمزمه کرد.

The priestess possessed mystical powers.

کشیش دارای قدرت های عرفانی بود.

The priestess was revered by the community for her wisdom.

کشیش به دلیل خرد خود توسط جامعه مورد احترام بود.

The priestess meditated in silence to connect with the divine.

کشیش در سکوت مدیتیت کرد تا با الهی ارتباط برقرار کند.

The priestess offered guidance and counsel to those in need.

کشیش به کسانی که به آن نیاز داشتند، راهنمایی و مشاوره ارائه داد.

The priestess was chosen to lead the sacred ceremony.

کشیش برای رهبری آیین مقدس انتخاب شد.

The priestess lit incense as an offering to the gods.

کشیش بخار خوشبو را به عنوان نذری به خدایان روشن کرد.

The priestess communed with nature to seek guidance.

کشیش با طبیعت ارتباط برقرار کرد تا به دنبال راهنمایی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید