nurturance

[ایالات متحده]/ˈnɜːtʃərəns/
[بریتانیا]/ˈnɜrʧərəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پرورش یا مراقبت از کسی یا چیزی؛ فرآیند حمایت از رشد یا توسعه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

emotional nurturance

تقویت عاطفی

nurturance skills

مهارت‌های پرورش

nurturance approach

رویکرد پرورش

social nurturance

تقویت اجتماعی

nurturance environment

محیط پرورش

nurturance theory

تئوری پرورش

nurturance practices

روش‌های پرورش

nurturance values

ارزش‌های پرورش

nurturance relationships

روابط پرورش

nurturance support

حمایت از پرورش

جملات نمونه

nurturance is essential for a child's development.

حمایت و پرورش برای رشد کودک ضروری است.

the teacher provided nurturance to her students.

معلم از حمایت و پرورش با دانش آموزان خود برخوردار شد.

nurturance in relationships fosters trust and intimacy.

حمایت و پرورش در روابط، اعتماد و صمیمیت را تقویت می کند.

parents should offer nurturance to their children.

والدین باید از حمایت و پرورش با فرزندان خود برخوردار شوند.

she believes that nurturance can change lives.

او معتقد است که حمایت و پرورش می تواند زندگی ها را تغییر دهد.

nurturance is a key aspect of effective leadership.

حمایت و پرورش جنبه ای کلیدی از رهبری موثر است.

animals also need nurturance to thrive.

حیوانات نیز برای رشد و شکوفایی به حمایت و پرورش نیاز دارند.

the community offers nurturance to its members.

جامعه از حمایت و پرورش با اعضای خود برخوردار است.

nurturance can be expressed through small gestures.

حمایت و پرورش می تواند از طریق حرکات کوچک بیان شود.

she found nurturance in her friendships.

او حمایت و پرورش را در دوستی های خود یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید