obituary

[ایالات متحده]/ə(ʊ)'bɪtʃʊərɪ/
[بریتانیا]/o'bɪtʃuɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فوت شده
n. درگذشت نامه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

obituary notice

اطلاعیه ترحیم

جملات نمونه

I read Sewell’s obituary in the Daily News.

من یادداشت رستاخیزی از سوِلو در روزنامه دیلی نیوز خواندم.

the obituary lauded him as a great statesman and soldier.

یادداشت رستاخیزی او را به عنوان یک سیاستمدار و سرباز بزرگ ستایش کرد.

the obituaries stared out at us.

یادداشت‌های رستاخیزی به ما خیره شدند.

read the obituary section

بخش یادداشت رستاخیزی را بخوانید

obituary for a loved one

یادداشت رستاخیزی برای یک فرد مورد علاقه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید