obliquities

[ایالات متحده]/əˈblɪkwɪtiz/
[بریتانیا]/əˈblɪkwɪtiz/

ترجمه

n. حالت مایل یا کج بودن

عبارات و ترکیب‌ها

moral obliquities

ویژگی‌های نادرست اخلاقی

social obliquities

ویژگی‌های نادرست اجتماعی

ethical obliquities

ویژگی‌های نادرست اخلاقی

political obliquities

ویژگی‌های نادرست سیاسی

cultural obliquities

ویژگی‌های نادرست فرهنگی

economic obliquities

ویژگی‌های نادرست اقتصادی

legal obliquities

ویژگی‌های نادرست قانونی

intellectual obliquities

ویژگی‌های نادرست فکری

personal obliquities

ویژگی‌های نادرست شخصی

psychological obliquities

ویژگی‌های نادرست روانشناختی

جملات نمونه

we must address the obliquities in the report.

ما باید به انحرافات در گزارش رسیدگی کنیم.

the obliquities of the path made it difficult to navigate.

انحرافات مسیر باعث دشواری در پیمایش شد.

his obliquities in reasoning led to misunderstandings.

انحرافات او در استدلال منجر به سوء تفاهم شد.

there are many obliquities in the historical account.

انحرافات زیادی در روایت تاریخی وجود دارد.

the artist's obliquities in style are what make his work unique.

انحرافات سبک هنرمند، همان چیزی است که کار او را منحصر به فرد می کند.

we need to clarify the obliquities in the contract.

ما باید انحرافات در قرارداد را روشن کنیم.

her obliquities in communication often confuse her colleagues.

انحرافات او در ارتباطات اغلب همکارانش را گیج می کند.

the study revealed several obliquities in the data collection process.

مطالعه چندین انحراف در فرآیند جمع آوری داده ها را نشان داد.

addressing obliquities in our assumptions is crucial for success.

رسیدگی به انحرافات در فرضیات ما برای موفقیت بسیار مهم است.

the obliquities of the law can sometimes lead to unfair outcomes.

انحرافات قانون گاهی اوقات می تواند منجر به نتایج غیر منصفانه شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید