obliterates

[ایالات متحده]/əˈblɪtəreɪts/
[بریتانیا]/əˈblɪtəreɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاملاً حذف می‌کند؛ پاک می‌کند؛ به طور کامل نابود می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

obliterates all

حذف همه

obliterates doubts

حذف تردیدها

obliterates memories

حذف خاطرات

obliterates boundaries

حذف مرزها

obliterates competition

حذف رقابت

obliterates fears

حذف ترس‌ها

obliterates differences

حذف تفاوت‌ها

obliterates evidence

حذف شواهد

obliterates obstacles

حذف موانع

obliterates pain

حذف درد

جملات نمونه

the harsh climate obliterates all signs of life.

آب و هوای سخت، هرگونه نشانه ای از زندگی را از بین می برد.

time obliterates the memories of our past.

زمان خاطرات گذشته ما را از بین می برد.

the explosion obliterates the entire building.

انفجار کل ساختمان را از بین می برد.

his anger obliterates any chance of reconciliation.

خشم او هر فرصتی برای آشتی را از بین می برد.

the new technology obliterates the need for manual labor.

فناوری جدید نیاز به نیروی کار دستی را از بین می برد.

her words obliterates all doubts about her intentions.

کلمات او هرگونه تردید در مورد نیات او را از بین می برد.

the storm obliterates visibility on the roads.

طوفان دید را در جاده ها از بین می برد.

this medication obliterates the pain.

این دارو درد را از بین می برد.

such actions obliterates trust in the community.

اینگونه اقدامات اعتماد در جامعه را از بین می برد.

the fire obliterates everything in its path.

آتش همه چیز را در مسیر خود از بین می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید