erases

[ایالات متحده]/ɪˈreɪzɪz/
[بریتانیا]/ɪˈreɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را حذف یا از بین بردن; محو کردن یا نابود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

memory erases

پاک کردن حافظه

mistake erases

حذف اشتباه

history erases

حذف تاریخ

pain erases

حذف درد

fear erases

حذف ترس

doubt erases

حذف تردید

anger erases

حذف خشم

error erases

حذف خطا

past erases

حذف گذشته

جملات نمونه

the teacher erases the board after class.

معلم پس از کلاس تخته را پاک می‌کند.

the software erases unnecessary files automatically.

نرم‌افزار به‌طور خودکار فایل‌های غیرضروری را پاک می‌کند.

time erases all painful memories.

زمان تمام خاطرات دردناک را پاک می‌کند.

she erases her mistakes before submitting the report.

او اشتباهات خود را قبل از ارسال گزارش پاک می‌کند.

the artist erases parts of the drawing to enhance it.

هنرمند قسمتی از طرح را پاک می‌کند تا آن را بهبود بخشد.

the new policy erases previous regulations.

سیاست جدید مقررات قبلی را لغو می‌کند.

he erases his past mistakes and moves forward.

او اشتباهات گذشته خود را پاک می‌کند و به جلو می‌رود.

the rain erases footprints on the ground.

باران ردپای روی زمین را پاک می‌کند.

she erases the doubts in her mind with positive thoughts.

او با افکار مثبت تردیدها را از ذهن خود پاک می‌کند.

the editor erases redundant information from the article.

ویراستار اطلاعات اضافی را از مقاله حذف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید