vanquishes all
همه را از بین میبرد
vanquishes fear
ترس را از بین میبرد
vanquishes doubt
شک را از بین میبرد
vanquishes evil
بد را از بین میبرد
vanquishes enemies
دشمنان را از بین میبرد
vanquishes challenges
چالشها را از بین میبرد
vanquishes darkness
تاریکی را از بین میبرد
vanquishes obstacles
موانع را از بین میبرد
vanquishes pain
درد را از بین میبرد
vanquishes weakness
ضعف را از بین میبرد
the hero vanquishes the dragon in the epic battle.
قهرمان اژدها را در نبرد حماسی شکست میدهد.
she believes that love vanquishes all fears.
او معتقد است که عشق تمام ترسها را از بین میبرد.
the champion vanquishes his opponents with ease.
قهرمان رقبای خود را به راحتی شکست میدهد.
he vanquishes his doubts before making important decisions.
او قبل از اتخاذ تصمیمات مهم، تردیدهای خود را از بین میبرد.
in the end, good vanquishes evil.
در نهایت، خیر شر را شکست میدهد.
the scientist vanquishes the challenges of the experiment.
دانشمند چالشهای آزمایش را از بین میبرد.
she vanquishes her competitors in the race.
او رقبای خود را در مسابقه شکست میدهد.
with determination, he vanquishes every obstacle in his path.
با اراده، او هر مانعی را در مسیر خود از بین میبرد.
the team vanquishes their rivals to claim the championship.
تیم رقبای خود را شکست میدهد تا قهرمانی را به دست آورد.
knowledge vanquishes ignorance in the pursuit of truth.
دانش جهل را در جستجوی حقیقت از بین میبرد.
vanquishes all
همه را از بین میبرد
vanquishes fear
ترس را از بین میبرد
vanquishes doubt
شک را از بین میبرد
vanquishes evil
بد را از بین میبرد
vanquishes enemies
دشمنان را از بین میبرد
vanquishes challenges
چالشها را از بین میبرد
vanquishes darkness
تاریکی را از بین میبرد
vanquishes obstacles
موانع را از بین میبرد
vanquishes pain
درد را از بین میبرد
vanquishes weakness
ضعف را از بین میبرد
the hero vanquishes the dragon in the epic battle.
قهرمان اژدها را در نبرد حماسی شکست میدهد.
she believes that love vanquishes all fears.
او معتقد است که عشق تمام ترسها را از بین میبرد.
the champion vanquishes his opponents with ease.
قهرمان رقبای خود را به راحتی شکست میدهد.
he vanquishes his doubts before making important decisions.
او قبل از اتخاذ تصمیمات مهم، تردیدهای خود را از بین میبرد.
in the end, good vanquishes evil.
در نهایت، خیر شر را شکست میدهد.
the scientist vanquishes the challenges of the experiment.
دانشمند چالشهای آزمایش را از بین میبرد.
she vanquishes her competitors in the race.
او رقبای خود را در مسابقه شکست میدهد.
with determination, he vanquishes every obstacle in his path.
با اراده، او هر مانعی را در مسیر خود از بین میبرد.
the team vanquishes their rivals to claim the championship.
تیم رقبای خود را شکست میدهد تا قهرمانی را به دست آورد.
knowledge vanquishes ignorance in the pursuit of truth.
دانش جهل را در جستجوی حقیقت از بین میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید