vanquishes

[ایالات متحده]/ˈvæŋkwɪʃɪz/
[بریتانیا]/ˈvæŋkwɪʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تسخیر می‌کند; شکست می‌دهد; غلبه می‌کند; سرکوب می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

vanquishes all

همه را از بین می‌برد

vanquishes fear

ترس را از بین می‌برد

vanquishes doubt

شک را از بین می‌برد

vanquishes evil

بد را از بین می‌برد

vanquishes enemies

دشمنان را از بین می‌برد

vanquishes challenges

چالش‌ها را از بین می‌برد

vanquishes darkness

تاریکی را از بین می‌برد

vanquishes obstacles

موانع را از بین می‌برد

vanquishes pain

درد را از بین می‌برد

vanquishes weakness

ضعف را از بین می‌برد

جملات نمونه

the hero vanquishes the dragon in the epic battle.

قهرمان اژدها را در نبرد حماسی شکست می‌دهد.

she believes that love vanquishes all fears.

او معتقد است که عشق تمام ترس‌ها را از بین می‌برد.

the champion vanquishes his opponents with ease.

قهرمان رقبای خود را به راحتی شکست می‌دهد.

he vanquishes his doubts before making important decisions.

او قبل از اتخاذ تصمیمات مهم، تردیدهای خود را از بین می‌برد.

in the end, good vanquishes evil.

در نهایت، خیر شر را شکست می‌دهد.

the scientist vanquishes the challenges of the experiment.

دانشمند چالش‌های آزمایش را از بین می‌برد.

she vanquishes her competitors in the race.

او رقبای خود را در مسابقه شکست می‌دهد.

with determination, he vanquishes every obstacle in his path.

با اراده، او هر مانعی را در مسیر خود از بین می‌برد.

the team vanquishes their rivals to claim the championship.

تیم رقبای خود را شکست می‌دهد تا قهرمانی را به دست آورد.

knowledge vanquishes ignorance in the pursuit of truth.

دانش جهل را در جستجوی حقیقت از بین می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید