obscenities

[ایالات متحده]/əbˈsɛnɪtiz/
[بریتانیا]/əbˈsɛnɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلمات یا اعمال نامناسب یا توهین‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

utter obscenities

گفتن فحاشی

shout obscenities

فحاشی کردن

avoid obscenities

اجتناب از فحاشی

profanity and obscenities

زشت‌گویی و فحاشی

obscenities abound

فحاشی فراوان است

obscenities hurled

فحاشی پرتاب شد

obscenities were shouted

فحاشی فریاد زده شد

obscenities in public

فحاشی در حضور عموم

obscenities and insults

فحاشی و توهین

obscenities are inappropriate

فحاشی نامناسب است

جملات نمونه

he was shocked by the obscenities in the movie.

او شوکه شد از فحاشی ها در فیلم.

she quickly covered her ears to avoid the obscenities.

او به سرعت دست هایش را روی گوش هایش گذاشت تا از فحاشی ها جلوگیری کند.

the comedian's routine was filled with obscenities.

اجرای کمدین پر از فحاشی بود.

they were reprimanded for using obscenities in public.

آنها به دلیل استفاده از فحاشی در ملا عام تذکر داده شدند.

the song was banned for its obscenities.

به دلیل فحاشی ها، این آهنگ ممنوع شد.

he defended his use of obscenities as a form of expression.

او از استفاده از فحاشی به عنوان یک شکل بیان دفاع کرد.

obscenities can often be found in social media comments.

فحاشی ها اغلب در نظرات رسانه های اجتماعی یافت می شوند.

she was appalled by the obscenities shouted at the event.

او از فحاشی هایی که در آن رویداد فریاد زده می شد، شوکه شده بود.

using obscenities in professional settings is generally frowned upon.

استفاده از فحاشی در محیط های حرفه ای به طور کلی ناپسند تلقی می شود.

his poetry was criticized for its use of obscenities.

شعر او به دلیل استفاده از فحاشی مورد انتقاد قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید