odious

[ایالات متحده]/ˈəʊdiəs/
[بریتانیا]/ˈoʊdiəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت ناخوشایند; نفرت‌انگیز

عبارات و ترکیب‌ها

odious behavior

رفتار نفرت‌انگیز

spread odious rumors

گسترش شایعات نفرت‌انگیز

جملات نمونه

a detestable occupation. Somethingodious is the object of disgust, aversion, or intense displeasure:

یک شغل نفرت انگیز. چیزی منزجر کننده، یک بی‌علاقگی یا نارضایتی شدید است:

an odious smell filled the room

بوی زننده ای اتاق را پر کرد

he made an odious remark about her appearance

او در مورد ظاهر او لحنی زننده و ناخوشایند داشت.

the dictator's odious regime oppressed its citizens

رژیم زننده دیکتاتور شهروندانش را سرکوب کرد.

the odious crime shocked the community

جنایت زننده جامعه را شوکه کرد.

her odious behavior alienated her friends

رفتار زننده او دوستانش را از او دور کرد.

an odious act of betrayal

یک عمل خیانت زننده

the odious character in the novel was universally despised

شخصیت زننده در رمان به طور کلی مورد نفرت بود.

the odious politician's corruption was exposed

فساد سیاستمدان زننده افشا شد.

the odious taste of the medicine made him gag

طعم زننده دارو باعث شد او احساس تهوع کند.

his odious behavior towards his colleagues led to his dismissal

رفتار زننده او نسبت به همکارانش منجر به اخراج او شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید