officials

[ایالات متحده]/əˈfɪʃəlz/
[بریتانیا]/əˈfɪʃəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افسران اداری

عبارات و ترکیب‌ها

government officials

مقامات دولتی

local officials

مقامات محلی

elected officials

مقامات منتخب

public officials

مقامات دولتی

state officials

مقامات ایالتی

senior officials

مقامات ارشد

foreign officials

مقامات خارجی

city officials

مقامات شهری

federal officials

مقامات فدرال

military officials

مقامات نظامی

جملات نمونه

officials announced new policies to improve public safety.

مقامات سیاست‌های جدیدی را برای بهبود ایمنی عمومی اعلام کردند.

local officials are working to enhance community services.

مقامات محلی در تلاش برای ارتقای خدمات اجتماعی هستند.

officials are investigating the recent environmental concerns.

مقامات در حال بررسی نگرانی‌های زیست محیطی اخیر هستند.

government officials held a press conference to address the issue.

مقامات دولتی کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند تا به این موضوع رسیدگی کنند.

officials urged citizens to participate in the upcoming election.

مقامات از شهروندان خواستند در انتخابات پیش رو شرکت کنند.

many officials attended the international summit last week.

مقامات زیادی در هفته گذشته در اجلاس بین‌المللی حضور داشتند.

officials are collaborating with experts to develop new strategies.

مقامات با کارشناسان همکاری می‌کنند تا استراتژی‌های جدیدی را توسعه دهند.

officials emphasized the importance of transparency in governance.

مقامات بر اهمیت شفافیت در حکومت تأکید کردند.

several officials were recognized for their outstanding service.

چندین مقام به خاطر خدمات برجسته‌شان مورد تقدیر قرار گرفتند.

officials are planning to launch a new public health campaign.

مقامات در حال برنامه‌ریزی برای راه‌اندازی یک کمپین جدید بهداشت عمومی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید