oink

[ایالات متحده]/ɔɪŋk/
[بریتانیا]/ɔɪŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای تولید شده توسط خوک؛ (آمریکا) صدای تولید شده توسط خوک
Word Forms
شکل سوم شخص مفردoinks
جمعoinks

عبارات و ترکیب‌ها

oink oink

خوک خوک

oink sound

صدای خوک

oink noise

صدای خوک

oink like

مثل خوک

oink pig

خوک خوک

make oink

صدای خوک ایجاد کنید

oink at

به سمت خوک

oink around

دور و بر خوک

oink party

جشن خوک

oink time

زمان خوک

جملات نمونه

the pig goes oink when it is hungry.

گراز وقتی گرسنه است، اوینک می‌کند.

children love to imitate the sound of oink.

بچه‌ها عاشق تقلید از صدای اوینک هستند.

in the farm, you can hear the oink of pigs everywhere.

در مزرعه، تقریباً همه جا صدای اوینک خوک‌ها را می‌شنوید.

the cartoon character always says oink when he is happy.

شخصیت کارتونی همیشه وقتی خوشحال است، اوینک می‌گوید.

she laughed when the toy made an oink sound.

وقتی اسباب‌بازی صدای اوینک تولید کرد، او خندید.

farmers often joke about how pigs go oink.

کشاورزان اغلب شوخی می‌کنند که خوک‌ها چگونه اوینک می‌کنند.

the children's book features a pig that goes oink.

کتاب کودکان دارای خاری است که اوینک می‌کند.

during the festival, we heard a lot of oink sounds.

در طول جشنواره، صدای اوینک زیادی شنیدیم.

she made an oink sound to entertain the kids.

او برای سرگرمی بچه‌ها صدای اوینک تولید کرد.

the farmer taught the kids how to recognize an oink.

کشاورز به بچه‌ها یاد داد که چگونه صدای اوینک را تشخیص دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید