squeal

[ایالات متحده]/skwiːl/
[بریتانیا]/skwil/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. افشای اطلاعات محرمانه
vi. صدای تیز و بلندی را تولید کردن
n. صدای تیز و بلند
Word Forms
قسمت سوم فعلsquealed
صفت یا فعل حال استمراریsquealing
جمعsqueals
زمان گذشتهsquealed
شکل سوم شخص مفردsqueals

عبارات و ترکیب‌ها

squeal with excitement

بی‌وقفه با هیجان فریاد بزن

squeal of delight

فریاد از خوشحالی

جملات نمونه

a squeal of surprise; the squeal of tires.

نجوای تعجب؛ صدای لاستیک‌ها

The children gave a squeal of fright.

کودکان با نجوا ترسیدند.

the girls squealed with delight.

دختران با خوشحالی نجوا کردند.

The child squealed with pain.

کودک با درد نجوا کرد.

He squealed the words out.

او کلمات را با نجوا گفت.

no squeal is evident from the tyres when cornering fast.

هنگامی که با سرعت تند پیچ می‌دهید، هیچ نجوایی از لاستیک‌ها مشخص نیست.

the bookies only squealed because we beat them.

شرط‌بندان فقط به این دلیل دادند که ما آنها را شکست دادیم.

Heard he was, tellin police, how can a kingpin squeal?

شنیده شده بود که به پلیس می‌گفت، یک سرگنه چگونه می‌تواند نجوا کند؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید