on-road

[ایالات متحده]/[ɒnˈrəʊd]/
[بریتانیا]/[ɒnˈroʊd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. موجود یا رخ دادن در یک جاده عمومی؛ مربوط به وسایل نقلیه یا فعالیت‌هایی که در جاده‌ها انجام می‌شود.
n. یک وسیله نقلیه یا مسیری که برای استفاده در جاده‌های عمومی طراحی شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

on-road vehicle

وسیله نقلیه روی جاده

on-road parking

پارکینگ روی جاده

on-road safety

امنیت روی جاده

on-road cycling

دوچرخه سواری روی جاده

on-road driving

رانندگی روی جاده

on-road conditions

شرایط روی جاده

on-road access

دسترسی روی جاده

on-road network

شبکه جاده ای

on-road speed

سرعت روی جاده

on-road presence

وجود روی جاده

جملات نمونه

the truck was parked on-road near the warehouse.

شاسی خودرو در نزدیکی انبار متوقف شده بود.

on-road conditions were hazardous due to the ice.

شرایط جاده به دلیل یخ زدگی خطرناک بود.

we conducted on-road testing of the new vehicle.

ما آزمایش‌های جاده‌ای خودرو جدید را انجام دادیم.

the cyclist was traveling on-road in heavy traffic.

دوچرخه‌سوار در ترافیک سنگین جاده حرکت می‌کرد.

on-road visibility was reduced by the fog.

دید در جاده به دلیل بخار آب کاهش یافت.

the company specializes in on-road vehicle safety systems.

این شرکت در سیستم‌های ایمنی خودروهای جاده‌ای متخصص است.

he pulled over to the side of the on-road.

او به سمت کنار جاده رفت.

the on-road infrastructure needs improvement.

بنیادنماهای جاده نیاز به بهبود دارند.

we observed several near misses on-road.

ما چند حادثه نزدیک در جاده مشاهده کردیم.

the on-road signage was clear and concise.

اعلام‌های جاده‌ای واضح و مختصر بودند.

the new tires provided excellent grip on-road.

تایر جدید گرفتگی عالی در جاده فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید