one-time

[ایالات متحده]/wʌn taɪm/
[بریتانیا]/wʌn taɪm/

ترجمه

adj. تنها یکبار اتفاق افتاده (adj. tenhâ yekbâr etefâgh aftâde)

عبارات و ترکیب‌ها

one-time offer

پیشنهاد یک‌باره

one-time use

استفاده یک‌باره

one-time fee

هزینه یک‌باره

one-time payment

پرداخت یک‌باره

one-time event

رویداد یک‌باره

one-time deal

معامله یک‌باره

one-time thing

چیز یک‌باره

one-time chance

فرصت یک‌باره

one-time exception

استثنای یک‌باره

one-time bonus

بونوس یک‌باره

جملات نمونه

we offered a one-time bonus for exceptional performance.

ما یک پاداش یک‌باره به دلیل عملکرد فوق‌العاده ارائه کردیم.

this is a one-time opportunity you shouldn't miss.

این یک فرصت یک‌باره است که نباید از دست بدهید.

the system requires a one-time password for verification.

سیستم برای تأیید اعتبار به یک گذرواژه یک‌باره نیاز دارد.

it was a one-time glitch in the software.

این یک نقص یک‌باره در نرم‌افزار بود.

please submit your application for a one-time grant.

لطفاً درخواست خود را برای یک کمک هزینه یک‌باره ارسال کنید.

the hotel offered a one-time discount for new customers.

هتل یک تخفیف یک‌باره برای مشتریان جدید ارائه داد.

this is a one-time payment, not a recurring fee.

این یک پرداخت یک‌باره است، نه یک هزینه تکراری.

we're having a one-time sale this weekend only.

ما این آخر هفته فقط یک حراج یک‌باره داریم.

the company provided a one-time relocation package.

شرکت یک بسته‌ی جابجایی یک‌باره ارائه داد.

it was a one-time event, and we won't repeat it.

این یک رویداد یک‌باره بود و آن را تکرار نخواهیم کرد.

consider this a one-time exception to the rule.

این را به عنوان یک استثنای یک‌باره به قانون در نظر بگیرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید