onshored

[ایالات متحده]/ɒnʃɔːd/
[بریتانیا]/ɑnʃɔrd/

ترجمه

adj. به سمت ساحل; در ساحل; نزدیک ساحل
adv. به سمت ساحل; در ساحل; نزدیک ساحل; در امتداد ساحل

عبارات و ترکیب‌ها

onshored jobs

مشاغل منتقل شده به کشور

onshored production

تولید منتقل شده به کشور

onshored services

خدمات منتقل شده به کشور

onshored operations

عملیات منتقل شده به کشور

onshored supply

تامین منتقل شده به کشور

onshored resources

منابع منتقل شده به کشور

onshored facilities

امکانات منتقل شده به کشور

onshored workforce

نیروی کار منتقل شده به کشور

onshored technology

فناوری منتقل شده به کشور

onshored investments

سرمایه‌گذاری منتقل شده به کشور

جملات نمونه

many companies have onshored their manufacturing to reduce costs.

بسیاری از شرکت‌ها تولید خود را برای کاهش هزینه‌ها به کشور بازگردانده‌اند.

onshored jobs can help boost the local economy.

ایجاد مشاغل بازگشتی می‌تواند به تقویت اقتصاد محلی کمک کند.

onshored production often leads to better quality control.

تولید بازگشتی اغلب منجر به کنترل کیفیت بهتر می‌شود.

onshored services can provide faster response times for customers.

ارائه خدمات بازگشتی می‌تواند زمان پاسخگویی سریع‌تری به مشتریان ارائه دهد.

onshored labor often results in higher wages for workers.

نیروی کار بازگشتی اغلب منجر به افزایش دستمزدها برای کارگران می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید