opaque screens
پردههای نافذ
opaqueness prevails
نافذ بودن حاکم است
opaque layer
لایه نافذ
opaquely lit
نورپردازی نافذ
opaque future
آینده نافذ
opaque glass
شیشه نافذ
opaqueness creates
نافذ بودن ایجاد میکند
opaque feeling
احساس نافذ
opaque surface
سطح نافذ
opaquely described
توصیف نافذ
the curtains were thick and opaqued the room from the afternoon sun.
پرده ها ضخیم بودند و از نور بعدازظهر اتاق میپوشیدند.
despite the heavy rain, the opaqued umbrella kept us dry.
با وجود باران سنگین، مظلهای که نور را میپوشید، ما را خیس نگه داشت.
the artist used opaqued layers of paint to create depth in the landscape.
هنرمند لایههای رنگ که نور را میپوشید را برای ایجاد عمق در نمایش طبیعت استفاده کرد.
we needed opaqued sunglasses to protect our eyes from the bright beach.
ما نیاز به عینکهای آفتابی که نور را میپوشید را برای محافظت چشمانمان از روز روشن در پляج داشتیم.
the film's narrative was deliberately opaqued, leaving the audience confused.
داستان فیلم به عمد نور را میپوشید، که باعث گیجیت شنیداری شد.
the financial reports were intentionally opaqued to hide the company's losses.
گزارشهای مالی به عمد نور را میپوشیدند تا زیانهای شرکت پنهان شود.
the glass in the bathroom window was opaqued for privacy.
شیشه پنجره حمام برای حریم خصوصی نور را میپوشید.
the opaqued waters made it difficult to see the bottom of the lake.
آبهایی که نور را میپوشید، دیدن انتهای دریاچه را دشوار کرد.
he presented an opaqued argument, full of jargon and technical terms.
او یک استدلال که نور را میپوشید، پر از واژگان فنی و اصطلاحات فنی ارائه کرد.
the opaqued screen protected the projector bulb from sunlight.
پردهای که نور را میپوشید، لامپ پروژکتور را از نور خورشید محافظت میکرد.
the stained glass windows cast opaqued patterns on the floor.
پنجرههای شیشهای رنگی الگوهایی که نور را میپوشید را روی زمین پراش کردند.
opaque screens
پردههای نافذ
opaqueness prevails
نافذ بودن حاکم است
opaque layer
لایه نافذ
opaquely lit
نورپردازی نافذ
opaque future
آینده نافذ
opaque glass
شیشه نافذ
opaqueness creates
نافذ بودن ایجاد میکند
opaque feeling
احساس نافذ
opaque surface
سطح نافذ
opaquely described
توصیف نافذ
the curtains were thick and opaqued the room from the afternoon sun.
پرده ها ضخیم بودند و از نور بعدازظهر اتاق میپوشیدند.
despite the heavy rain, the opaqued umbrella kept us dry.
با وجود باران سنگین، مظلهای که نور را میپوشید، ما را خیس نگه داشت.
the artist used opaqued layers of paint to create depth in the landscape.
هنرمند لایههای رنگ که نور را میپوشید را برای ایجاد عمق در نمایش طبیعت استفاده کرد.
we needed opaqued sunglasses to protect our eyes from the bright beach.
ما نیاز به عینکهای آفتابی که نور را میپوشید را برای محافظت چشمانمان از روز روشن در پляج داشتیم.
the film's narrative was deliberately opaqued, leaving the audience confused.
داستان فیلم به عمد نور را میپوشید، که باعث گیجیت شنیداری شد.
the financial reports were intentionally opaqued to hide the company's losses.
گزارشهای مالی به عمد نور را میپوشیدند تا زیانهای شرکت پنهان شود.
the glass in the bathroom window was opaqued for privacy.
شیشه پنجره حمام برای حریم خصوصی نور را میپوشید.
the opaqued waters made it difficult to see the bottom of the lake.
آبهایی که نور را میپوشید، دیدن انتهای دریاچه را دشوار کرد.
he presented an opaqued argument, full of jargon and technical terms.
او یک استدلال که نور را میپوشید، پر از واژگان فنی و اصطلاحات فنی ارائه کرد.
the opaqued screen protected the projector bulb from sunlight.
پردهای که نور را میپوشید، لامپ پروژکتور را از نور خورشید محافظت میکرد.
the stained glass windows cast opaqued patterns on the floor.
پنجرههای شیشهای رنگی الگوهایی که نور را میپوشید را روی زمین پراش کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید