lucid

[ایالات متحده]/'luːsɪd/
[بریتانیا]/'lusɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. روشن در بیان، روشن‌فکر

عبارات و ترکیب‌ها

a lucid explanation

توضیحی واضح

lucid dream

رویای واضح

stay lucid

واضح بمانید

lucid writing

نگارش واضح

جملات نمونه

She gave a lucid explanation of the complex topic.

او توضیح روشنگری از موضوع پیچیده ارائه داد.

His writing style is clear and lucid, making it easy to understand.

سبک نوشتاری او واضح و رسا است و درک آن را آسان می کند.

The professor's lecture was so lucid that even the students who struggled with the subject could follow along.

سخنرانی استاد بسیار روشنگرانه بود که حتی دانشجویانی که در درک موضوع مشکل داشتند نیز توانستند دنبال کنند.

A lucid dream is a dream during which the dreamer is aware that they are dreaming.

یک رویای روشنگر یک رویایی است که در آن آگاه هستند که در حال رویای دیدن هستند.

The author's lucid writing style captivated readers and kept them engaged.

سبک نوشتاری رسا نویسنده خوانندگان را مجذوب خود کرد و آنها را درگیر نگه داشت.

The instructions were presented in a lucid manner, making it easy for everyone to follow.

دسترس ها به روشی واضح ارائه شد که پیروی از آنها برای همه آسان بود.

Despite the complexity of the topic, the speaker managed to deliver a lucid presentation.

با وجود پیچیدگی موضوع، سخنران توانست یک ارائه روشنگرانه ارائه دهد.

She has a lucid understanding of the issues at hand, which helps her make informed decisions.

او درک روشنی از مسائل پیش رو دارد که به او کمک می کند تا تصمیمات آگاهانه بگیرد.

The artist's paintings are known for their lucid colors and bold compositions.

نقاشی های هنرمند به خاطر رنگ های واضح و ترکیب بندی جسورانه اش شناخته شده اند.

The documentary provided a lucid account of the historical events that shaped the nation.

مستند یک روایت روشنگرانه از وقایع تاریخی که کشور را شکل داد، ارائه داد.

نمونه‌های واقعی

It's on answers while you sleep, lucid dreaming.

این اتفاق در حین پاسخ دادن به سوالات و در حالت رویای آگاهی رخ می‌دهد.

منبع: Engvid-James Course Collection

He was lucid right before it happened.

او درست قبل از وقوع این اتفاق، هوشیار بود.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

Mr Frank tells an absorbing story in a breezy, lucid way.

آقای فرانک داستانی جذاب را به روشی سبک و واضح تعریف می‌کند.

منبع: The Economist - Arts

So you may catch yourself dreaming and become lucid.

بنابراین ممکن است متوجه رویای خود شوید و هوشیار شوید.

منبع: Simple Psychology

There's a state of dreaming known as lucid dreaming.

یک حالت رویایی وجود دارد که به آن رویای آگاهی می‌گویند.

منبع: Scientific World

What about when Zeke was taken-- were you lucid then?

در مورد زمانی که زیک برداشته شد - آیا آن موقع هوشیار بودید؟

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

That's a pretty lucid plan for a nut job.

این یک طرح کاملاً واضح برای یک دیوانه است.

منبع: Lost Girl Season 2

Then, I get a lot of my ideas from lucid dreaming.

سپس، من بسیاری از ایده‌هایم را از رویای آگاهی می‌گیرم.

منبع: TED Talks (Video Edition) June 2019 Collection

C. t. was backed up. And he's lucid now, so...-So get it done, now.

سی. تی. پشتیبان‌گیری شد. و او اکنون هوشیار است، پس... - پس اکنون آن را انجام دهید.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Four laboratories from around the world recruited 36 participants who have previously experienced lucid dreaming.

چهار آزمایشگاه از سراسر جهان 36 شرکت‌کننده را که قبلاً تجربه رویای آگاهی داشته‌اند، جذب کردند.

منبع: Simple Psychology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید