opportunities

[ایالات متحده]/ˌɒpəˈtjuːnɪtiz/
[بریتانیا]/ˌɑːpərˈtuːnɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرصت‌ها; شرایط مساعد; شرایط برای پیشرفت; شانس‌های خوب برای استخدام یا ترفیع

عبارات و ترکیب‌ها

new opportunities

فرصت‌های جدید

career opportunities

فرصت‌های شغلی

business opportunities

فرصت‌های تجاری

great opportunities

فرصت‌های عالی

investment opportunities

فرصت‌های سرمایه‌گذاری

job opportunities

فرصت‌های شغلی

learning opportunities

فرصت‌های یادگیری

unique opportunities

فرصت‌های منحصر به فرد

exciting opportunities

فرصت‌های هیجان‌انگیز

networking opportunities

فرصت‌های شبکه‌سازی

جملات نمونه

there are many opportunities for career growth in this company.

در این شرکت فرصت‌های زیادی برای پیشرفت شغلی وجود دارد.

she seized the opportunities that came her way.

او از فرصت‌هایی که پیش رویش قرار می‌گرفت استفاده کرد.

we need to create more opportunities for young people.

ما باید فرصت‌های بیشتری برای جوانان ایجاد کنیم.

he missed several opportunities to advance his career.

او چندین فرصت برای ارتقای شغلی خود را از دست داد.

networking can lead to unexpected opportunities.

شبکه‌سازی می‌تواند منجر به فرصت‌های غیرمنتظره شود.

there are limited opportunities for advancement in this field.

در این زمینه فرصت‌های محدودی برای ارتقا وجود دارد.

many opportunities arise during economic growth.

بسیاری از فرصت‌ها در زمان رشد اقتصادی ایجاد می‌شوند.

she is always looking for new opportunities to learn.

او همیشه به دنبال فرصت‌های جدید برای یادگیری است.

traveling can open up new opportunities for personal growth.

سفر کردن می‌تواند فرصت‌های جدیدی برای رشد شخصی ایجاد کند.

we should take advantage of the opportunities available to us.

ما باید از فرصت‌های موجود برای خودمان استفاده کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید