oppugnable

[ایالات متحده]/əˈpjuːnəbl/
[بریتانیا]/əˈpjuːnəbl/

ترجمه

adj. قابل حمله، مورد بحث یا چالش قرار گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

oppugnable claim

این دعوی قابل چالش است

oppugnable argument

این استدلال قابل چالش است

oppugnable theory

این نظریه قابل چالش است

oppugnable position

این موقعیت قابل چالش است

oppugnable point

این نکته قابل چالش است

oppugnable decision

این تصمیم قابل چالش است

oppugnable conclusion

این نتیجه قابل چالش است

oppugnable premise

این پیش‌فرض قابل چالش است

oppugnable judgment

این قضاوت قابل چالش است

oppugnable statement

این بیان قابل چالش است

جملات نمونه

the prosecutor presented oppugnable evidence that failed to convince the jury.

پروکورور شواهدی متناقض ارائه کرد که موفق به متقاعد کردن جمعیت دادگاه نشد.

her oppugnable claim was quickly challenged by colleagues with documented data.

این ادعا متناقض او به سرعت توسط همکارانش با داده‌های ثبت شده چالش پذیرفته شد.

the committee rejected the report because its conclusions were oppugnable.

کمیته گزارش را رد کرد زیرا نتایج آن متناقض بود.

in court, the defense attacked the oppugnable testimony with pointed questions.

در دادگاه، دفاع با سوالاتی حادثه‌آمیز به شهادت متناقض حمله کرد.

his oppugnable argument collapsed under cross-examination and careful scrutiny.

استدلال متناقض او در زیر پرسش‌های متقاطع و بررسی دقیق شکست.

the article relied on oppugnable assumptions rather than verified sources.

این مقاله بر اساس فرضیات متناقض و نه منابع تأیید شده بنا شده بود.

they issued an oppugnable statement that contradicted the official records.

آن‌ها یک بیانیه متناقض انتشار دادند که با رکوردهای رسمی در تضاد بود.

the scientist acknowledged the model was oppugnable and invited further tests.

دانشمند این مدل را متناقض اعتراف کرد و آزمایش‌های بیشتر را دعوت کرد.

his oppugnable reasoning was refuted in a peer-reviewed journal.

استدلال متناقض او در یک ژورنال بازبینی همکارانی رد شد.

the audit exposed oppugnable figures that did not match the receipts.

بررسی مالی اعداد متناقضی را آشکار کرد که با فاکتورها همخوانی نداشت.

without corroboration, the witness offered only oppugnable assertions.

بدون تأیید، شاهد فقط ادعا‌های متناقض ارائه کرد.

the judge dismissed the motion, calling its premise oppugnable.

دیوان این درخواست را رد کرد و اصل آن را متناقض خواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید