criticizable

[ایالات متحده]/[ˈkrɪtɪzəbl̩]/
[بریتانیا]/[ˈkrɪtɪzəbl]/

ترجمه

adj. باز به انتقاد؛ قابل انتقاد؛ مستحق انتقاد.

عبارات و ترکیب‌ها

highly criticizable

قابل انتقاد بودن بسیار

easily criticizable

قابل انتقاد بودن آسان

criticizable aspects

جنبه‌های قابل انتقاد

found criticizable

قابل انتقاد یافت شد

inherently criticizable

قابل انتقاد ذاتی

potentially criticizable

قابل انتقاد پотенسیل

criticizable behavior

رفتار قابل انتقاد

was criticizable

قابل انتقاد بود

being criticizable

بودن قابل انتقاد

deemed criticizable

قابل انتقاد شمرده شد

جملات نمونه

his decision is highly criticizable.

تصمیم او قابل انتقاد است.

the policy is open to criticism.

این سیاست مورد انتقاد قرار می‌گیرد.

their approach is criticizable from multiple perspectives.

رویکرد آن‌ها از چند دیدگاه قابل انتقاد است.

this method is morally criticizable.

این روش از نظر اخلاقی قابل انتقاد است.

the government's handling of the situation is criticizable.

مدیریت دولت از این وضعیت قابل انتقاد است.

his arguments are scientifically criticizable.

حُجَج او از نظر علمی قابل انتقاد است.

the company's practices are ethically criticizable.

رویه‌های شرکت از نظر اخلاقی قابل انتقاد است.

this theory is philosophically criticizable.

این نظریه از نظر فلسفی قابل انتقاد است.

their strategy is politically criticizable.

استراتژی آن‌ها از نظر سیاسی قابل انتقاد است.

the article contains several criticizable claims.

این مقاله چند ادعا قابل انتقاد دارد.

her behavior is certainly criticizable.

رفتار او قطعاً قابل انتقاد است.

the plan is open to being criticized.

این برنامه مورد انتقاد قرار می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید