orate eloquently
سخنرانی با بلاغت
orate passionately
سخنرانی با شور و اشتیاق
orate effectively
سخنرانی به طور موثر
orate publicly
سخنرانی در حضور عموم
orate confidently
سخنرانی با اعتماد به نفس
orate persuasively
سخنرانی متقاعد کننده
orate beautifully
سخنرانی به زیبایی
orate frequently
سخنرانی به طور مکرر
orate skillfully
سخنرانی با مهارت
orate clearly
سخنرانی به وضوح
he was invited to orate at the annual conference.
او برای سخنرانی در کنفرانس سالانه دعوت شده بود.
she can orate beautifully about her experiences.
او میتواند به زیبایی در مورد تجربیات خود سخنرانی کند.
many politicians are skilled at orating in public.
بسیاری از سیاستمداران در سخنرانی عمومی مهارت دارند.
during the ceremony, he chose to orate rather than read from a script.
در طول مراسم، او ترجیح داد به جای خواندن از روی اسکریپت، سخنرانی کند.
to captivate the audience, she learned how to orate effectively.
برای جذب مخاطب، او یاد گرفت که چگونه به طور موثر سخنرانی کند.
orating in a second language can be challenging.
سخنرانی به یک زبان دوم میتواند چالشبرانگیز باشد.
he practiced daily to improve his ability to orate.
او روزانه تمرین کرد تا توانایی خود در سخنرانی را بهبود بخشد.
orating in front of a large crowd requires confidence.
سخنرانی در مقابل جمعیت زیاد به اعتماد به نفس نیاز دارد.
she was praised for her ability to orate on complex topics.
او به خاطر تواناییاش در سخنرانی در مورد موضوعات پیچیده مورد تحسین قرار گرفت.
many students fear to orate in front of their peers.
بسیاری از دانشآموزان میترسند در مقابل همسالان خود سخنرانی کنند.
orate eloquently
سخنرانی با بلاغت
orate passionately
سخنرانی با شور و اشتیاق
orate effectively
سخنرانی به طور موثر
orate publicly
سخنرانی در حضور عموم
orate confidently
سخنرانی با اعتماد به نفس
orate persuasively
سخنرانی متقاعد کننده
orate beautifully
سخنرانی به زیبایی
orate frequently
سخنرانی به طور مکرر
orate skillfully
سخنرانی با مهارت
orate clearly
سخنرانی به وضوح
he was invited to orate at the annual conference.
او برای سخنرانی در کنفرانس سالانه دعوت شده بود.
she can orate beautifully about her experiences.
او میتواند به زیبایی در مورد تجربیات خود سخنرانی کند.
many politicians are skilled at orating in public.
بسیاری از سیاستمداران در سخنرانی عمومی مهارت دارند.
during the ceremony, he chose to orate rather than read from a script.
در طول مراسم، او ترجیح داد به جای خواندن از روی اسکریپت، سخنرانی کند.
to captivate the audience, she learned how to orate effectively.
برای جذب مخاطب، او یاد گرفت که چگونه به طور موثر سخنرانی کند.
orating in a second language can be challenging.
سخنرانی به یک زبان دوم میتواند چالشبرانگیز باشد.
he practiced daily to improve his ability to orate.
او روزانه تمرین کرد تا توانایی خود در سخنرانی را بهبود بخشد.
orating in front of a large crowd requires confidence.
سخنرانی در مقابل جمعیت زیاد به اعتماد به نفس نیاز دارد.
she was praised for her ability to orate on complex topics.
او به خاطر تواناییاش در سخنرانی در مورد موضوعات پیچیده مورد تحسین قرار گرفت.
many students fear to orate in front of their peers.
بسیاری از دانشآموزان میترسند در مقابل همسالان خود سخنرانی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید