ordeals

[ایالات متحده]/ɔːˈdɪəlz/
[بریتانیا]/ɔrˈdilz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آزمایش‌های شدید یا تجربیات دشوار

عبارات و ترکیب‌ها

survive ordeals

زنده ماندن در برابر سختی‌ها

face ordeals

مقابله با سختی‌ها

overcome ordeals

غلبه بر سختی‌ها

endure ordeals

تحمل سختی‌ها

share ordeals

اشتراک گذاری سختی‌ها

relate ordeals

ارتباط با سختی‌ها

navigate ordeals

عبور از سختی‌ها

discuss ordeals

بحث در مورد سختی‌ها

remember ordeals

به یاد آوردن سختی‌ها

document ordeals

ثبت سختی‌ها

جملات نمونه

she faced many ordeals during her journey.

او در طول سفر خود با چالش‌های زیادی روبرو شد.

his ordeals made him stronger.

چالش‌های او باعث شد قوی‌تر شود.

they shared their ordeals with each other.

آنها چالش‌های خود را با یکدیگر به اشتراک گذاشتند.

the movie depicts the hero's ordeals.

فیلم به تصویر کشیدن چالش‌های قهرمان را نشان می‌دهد.

overcoming ordeals can lead to personal growth.

غلبه بر چالش‌ها می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

she wrote a book about her life’s ordeals.

او کتابی در مورد چالش‌های زندگی خود نوشت.

his ordeals taught him valuable lessons.

چالش‌های او درس‌های ارزشمندی به او آموخت.

many people have endured similar ordeals.

بسیاری از مردم چالش‌های مشابهی را تحمل کرده‌اند.

they bonded over their shared ordeals.

آنها بر اساس چالش‌های مشترک خود ارتباط برقرار کردند.

ordeals can sometimes bring out the best in people.

چالش‌ها گاهی اوقات بهترین ویژگی‌های افراد را آشکار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید