joys

[ایالات متحده]/dʒɔɪz/
[بریتانیا]/dʒɔɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شادی؛ احساسات بزرگ خوشحالی

عبارات و ترکیب‌ها

simple joys

شادی‌های ساده

small joys

شادی‌های کوچک

life's joys

شادی‌های زندگی

little joys

شادی‌های کوچک

joys of life

شادی‌های زندگی

joys of spring

شادی‌های بهار

joys of family

شادی‌های خانوادگی

pure joys

شادی‌های خالص

unexpected joys

شادی‌های غیرمنتظره

جملات نمونه

finding joy in small things can greatly enhance your life.

پیدا کردن شادی در چیزهای کوچک می‌تواند زندگی شما را به طور چشمگیری ارتقا دهد.

the joys of family gatherings are often unforgettable.

شادی‌های دورهمی‌های خانوادگی اغلب فراموش‌نشدنی هستند.

she expressed her joys through her art.

او شادی‌های خود را از طریق هنر خود بیان کرد.

traveling brings many joys and new experiences.

سفر کردن شادی‌ها و تجربه‌های جدید زیادی به ارمغان می‌آورد.

the joys of reading can transport you to different worlds.

شادی‌های خواندن می‌تواند شما را به دنیاهای مختلف ببرد.

he found joys in helping others and volunteering.

او شادی را در کمک به دیگران و داوطلبی پیدا کرد.

celebrating achievements brings joys to everyone involved.

جشن گرفتن دستاوردها شادی را برای همه افراد درگیر به ارمغان می‌آورد.

she often shares her joys on social media.

او اغلب شادی‌های خود را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارد.

the joys of childhood are precious and fleeting.

شادی‌های دوران کودکی گران‌بها و زودگذر هستند.

music can evoke deep joys and emotions.

موسیقی می‌تواند شادی‌ها و احساسات عمیقی را برانگیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید