orifice

[ایالات متحده]/'ɒrɪfɪs/
[بریتانیا]/'ɔrɪfɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ورودی یا دروازه، مانند ورودی یک حفره یا لوله.
Word Forms
جمعorifices

عبارات و ترکیب‌ها

orifice plate

صفحه دیافراگمی

orifice discharge

خروجی دیافراگم

orifice meter

جریان سنج دیافراگمی

orifice size

اندازه دیافراگم

جملات نمونه

A mouse ran out from the dark orifice of the cave.

یک موش از دهانه تاریک غار بیرون دوید.

Every person has two nasal orifices.

هر فردی دو منفذ بینی دارد.

The colonoscopic view of the appendiceal orifice between the fork of two haustral folds in the cecum is seen here.

نمای کولونوسکوپی از دهانه آپاندیس بین دو شاخه از چین‌های هاسترال در کولون بزرگ در اینجا دیده می‌شود.

The colonoscopic view of the appendiceal orifice between the fork of two haustral folds in the cecum is seen below.

نمای کولونوسکوپی از دهانه آپاندیس بین دو شاخه از چین‌های هاسترال در کولون بزرگ در زیر قابل مشاهده است.

Dr.Agricola's group reports in the October issue of Heart that all of the ariables correlated significantly with the effectie regurgitant orifice.

گروه دکتر آگریکولا در شماره اکتبر مجله Heart گزارش می‌دهد که همه متغیرها به طور معنی‌داری با دریچه برگشتی مؤثر مرتبط بوده‌اند.

tube obconic, ca. 1.5 × 1.2-2 cm, strongly constricted at throat, adaxially tessellate, orifice ring ca. 1.5 mm wide;

لوله مخروطی، حدوداً 1.5 × 1.2-2 سانتی‌متر، در ناحیه گلو به شدت منقبض، دارای بافت تذهیبی در جهت داخلی، حلقه دهانه حدوداً 1.5 میلی‌متر پهنا دارد؛

Bench of closed circuit cooling tower that is composed of boiler ,exchanger, orifice flowmeter, water pump, micromanometer , heat indicator and so on is established.

یک بنچ از برج خنک کننده مدار بسته که از دیگ بخار، مبدل، جریان سنج اوریفیس، پمپ آب، میکرومانومتر، نشانگر حرارت و غیره تشکیل شده است، ایجاد شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید