orifices

[ایالات متحده]/ˈɒrɪfɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈɔːrɪfɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم اوریفیس؛ باز شدن یا سوراخ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

body orifices

سوراخ‌های بدن

natural orifices

سوراخ‌های طبیعی

open orifices

سوراخ‌های باز

orifices detected

تشخیص سوراخ‌ها

anatomical orifices

سوراخ‌های تشریحی

orifices examined

بررسی سوراخ‌ها

orifices identified

شناسایی سوراخ‌ها

orifices analyzed

تجزیه و تحلیل سوراخ‌ها

orifices mapped

نقشه برداری از سوراخ‌ها

orifices observed

مشاهده سوراخ‌ها

جملات نمونه

the doctor examined the patient's orifices for any abnormalities.

پزشک سوراخ‌های بدن بیمار را برای هرگونه ناهنجاری بررسی کرد.

different animals have various orifices for their bodily functions.

حیوانات مختلف دارای انواع سوراخ برای عملکردهای بدن خود هستند.

insects breathe through small orifices in their exoskeleton.

حشرات از طریق سوراخ‌های کوچک در پوسته خارجی خود تنفس می‌کنند.

the orifices of the body play a crucial role in digestion.

سوراخ‌های بدن نقش مهمی در هضم ایفا می‌کنند.

some medical procedures involve the treatment of nasal orifices.

برخی از روش‌های پزشکی شامل درمان سوراخ‌های بینی است.

orifices can become blocked, leading to health issues.

سوراخ‌ها می‌توانند مسدود شوند و منجر به مشکلات سلامتی شوند.

the design of the machine includes several orifices for ventilation.

طراحی دستگاه شامل چندین سوراخ برای تهویه است.

understanding the function of orifices is important in biology.

درک عملکرد سوراخ‌ها در زیست‌شناسی مهم است.

orifices in the skin help regulate temperature and moisture.

سوراخ‌های پوست به تنظیم دما و رطوبت کمک می‌کنند.

some plants have orifices that allow for gas exchange.

برخی از گیاهان دارای سوراخ‌هایی هستند که امکان تبادل گاز را فراهم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید