ornamentally

[ایالات متحده]/ˌɔː.nəˈmen.təl.i/
[بریتانیا]/ˌɔːr.nəˈmen.təl.i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز تزئینی؛ به عنوان زینت استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

ornamentally designed

طراحی شده با تزئینات

ornamentally appealing

جذاب با تزئینات

ornamentally crafted

ساخته شده با تزئینات

ornamentally enhanced

تقویت شده با تزئینات

ornamentally styled

با سبک تزئینی

ornamentally finished

تمام شده با تزئینات

ornamentally rich

غنی با تزئینات

ornamentally significant

معنادار با تزئینات

ornamentally intricate

پیچیده با تزئینات

ornamentally functional

کاربردی با تزئینات

جملات نمونه

the garden was ornamentally designed with beautiful flowers.

باغ به زیبایی و با گل‌های زیبا طراحی شده بود.

she wore a dress that was ornamentally embellished with sequins.

او لباسی پوشیده بود که با نگین‌های تزئینی آذین‌دهی شده بود.

the room was ornamentally furnished with antique furniture.

اتاق با مبلمان عتیقه به شکلی تزئینی مبلاغه شده بود.

they ornamentally decorated the cake for the wedding.

آنها کیک را برای عروسی به شکلی تزئینی آذین‌دهی کردند.

the festival featured ornamentally lit lanterns throughout the streets.

جشنواره دارای فانوس‌های روشن‌ شده تزئینی در سراسر خیابان‌ها بود.

the artist created a mural that was ornamentally intricate.

هنرمند نقاشی دیواری‌ای خلق کرد که به شکلی تزئینی پیچیده بود.

the architecture of the building was ornamentally stunning.

معماری ساختمان به شکلی تزئینی خیره‌کننده بود.

ornamentally arranged flowers can brighten any room.

گل‌های چیده شده تزئینی می‌توانند هر اتاقی را روشن کنند.

the holiday decorations were ornamentally extravagant.

تزئینات تعطیلات به شکلی تزئینی پر زرق و برق بودند.

he ornamentally carved designs into the wooden panel.

او طرح‌هایی را به شکلی تزئینی روی پنل چوبی حکاکی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید