ornamentally designed
طراحی شده با تزئینات
ornamentally appealing
جذاب با تزئینات
ornamentally crafted
ساخته شده با تزئینات
ornamentally enhanced
تقویت شده با تزئینات
ornamentally styled
با سبک تزئینی
ornamentally finished
تمام شده با تزئینات
ornamentally rich
غنی با تزئینات
ornamentally significant
معنادار با تزئینات
ornamentally intricate
پیچیده با تزئینات
ornamentally functional
کاربردی با تزئینات
the garden was ornamentally designed with beautiful flowers.
باغ به زیبایی و با گلهای زیبا طراحی شده بود.
she wore a dress that was ornamentally embellished with sequins.
او لباسی پوشیده بود که با نگینهای تزئینی آذیندهی شده بود.
the room was ornamentally furnished with antique furniture.
اتاق با مبلمان عتیقه به شکلی تزئینی مبلاغه شده بود.
they ornamentally decorated the cake for the wedding.
آنها کیک را برای عروسی به شکلی تزئینی آذیندهی کردند.
the festival featured ornamentally lit lanterns throughout the streets.
جشنواره دارای فانوسهای روشن شده تزئینی در سراسر خیابانها بود.
the artist created a mural that was ornamentally intricate.
هنرمند نقاشی دیواریای خلق کرد که به شکلی تزئینی پیچیده بود.
the architecture of the building was ornamentally stunning.
معماری ساختمان به شکلی تزئینی خیرهکننده بود.
ornamentally arranged flowers can brighten any room.
گلهای چیده شده تزئینی میتوانند هر اتاقی را روشن کنند.
the holiday decorations were ornamentally extravagant.
تزئینات تعطیلات به شکلی تزئینی پر زرق و برق بودند.
he ornamentally carved designs into the wooden panel.
او طرحهایی را به شکلی تزئینی روی پنل چوبی حکاکی کرد.
ornamentally designed
طراحی شده با تزئینات
ornamentally appealing
جذاب با تزئینات
ornamentally crafted
ساخته شده با تزئینات
ornamentally enhanced
تقویت شده با تزئینات
ornamentally styled
با سبک تزئینی
ornamentally finished
تمام شده با تزئینات
ornamentally rich
غنی با تزئینات
ornamentally significant
معنادار با تزئینات
ornamentally intricate
پیچیده با تزئینات
ornamentally functional
کاربردی با تزئینات
the garden was ornamentally designed with beautiful flowers.
باغ به زیبایی و با گلهای زیبا طراحی شده بود.
she wore a dress that was ornamentally embellished with sequins.
او لباسی پوشیده بود که با نگینهای تزئینی آذیندهی شده بود.
the room was ornamentally furnished with antique furniture.
اتاق با مبلمان عتیقه به شکلی تزئینی مبلاغه شده بود.
they ornamentally decorated the cake for the wedding.
آنها کیک را برای عروسی به شکلی تزئینی آذیندهی کردند.
the festival featured ornamentally lit lanterns throughout the streets.
جشنواره دارای فانوسهای روشن شده تزئینی در سراسر خیابانها بود.
the artist created a mural that was ornamentally intricate.
هنرمند نقاشی دیواریای خلق کرد که به شکلی تزئینی پیچیده بود.
the architecture of the building was ornamentally stunning.
معماری ساختمان به شکلی تزئینی خیرهکننده بود.
ornamentally arranged flowers can brighten any room.
گلهای چیده شده تزئینی میتوانند هر اتاقی را روشن کنند.
the holiday decorations were ornamentally extravagant.
تزئینات تعطیلات به شکلی تزئینی پر زرق و برق بودند.
he ornamentally carved designs into the wooden panel.
او طرحهایی را به شکلی تزئینی روی پنل چوبی حکاکی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید