orthodoxism

[ایالات متحده]/[ˈɔːθɒdɒksɪzəm]/
[بریتانیا]/[ˈɔːθɔːdɒksɪzəm]/

ترجمه

n. پایبندی به باورها یا شیوه‌های سنتی؛ داشتن دیدگاه‌های سنتی؛ آیین‌ها و شیوه‌های کلیسای ارتدکس.

عبارات و ترکیب‌ها

orthodoxism critique

نقد متعصب‌گرایی

rejecting orthodoxism

رد متعصب‌گرایی

orthodoxism's influence

تاثیر متعصب‌گرایی

embracing orthodoxism

پذیرش متعصب‌گرایی

orthodoxism versus reform

متعصب‌گرایی در برابر اصلاح

challenge orthodoxism

چالش با متعصب‌گرایی

orthodoxism's tenets

اصول متعصب‌گرایی

defending orthodoxism

دفاع از متعصب‌گرایی

history of orthodoxism

تاریخچه متعصب‌گرایی

orthodoxism and change

متعصب‌گرایی و تغییر

جملات نمونه

the church strongly defended its orthodoxism against modern challenges.

کلیسای جامع به شدت آموزه‌های متعارف خود را در برابر چالش‌های مدرن حفظ کرد.

his rigid adherence to orthodoxism stifled any room for innovation.

تعهد سختگیرانه‌اش به آموزه‌های متعارف، هرگونه فرصت برای نوآوری را از بین برد.

she criticized the movement's blind orthodoxism and lack of critical thinking.

او انتقاد کرد که آموزه‌های متعارف کورکورانه و فقدان تفکر انتقادی در این جنبش وجود دارد.

the debate centered on whether to maintain orthodoxism or embrace reform.

بحث بر سر این بود که آیا آموزه‌های متعارف را حفظ کنند یا اصلاحات را بپذیرند.

he questioned the value of orthodoxism in a rapidly changing world.

او ارزش آموزه‌های متعارف را در دنیایی که به سرعت در حال تغییر است زیر سوال برد.

the scholar analyzed the historical roots of orthodoxism within the faith.

این محقق ریشه‌های تاریخی آموزه‌های متعارف را در این آیین مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

despite criticism, the community remained committed to its orthodoxism.

با وجود انتقادها، این جامعه همچنان به آموزه‌های متعارف خود متعهد ماند.

the tension between tradition and progress often arises from orthodoxism.

ناآرامی بین سنت و پیشرفت اغلب از آموزه‌های متعارف ناشی می‌شود.

the rise of secularism posed a threat to established orthodoxism.

ظهور سکولاریسم تهدیدی برای آموزه‌های متعارف تثبیت‌شده بود.

he argued that some aspects of orthodoxism were outdated and irrelevant.

او استدلال کرد که برخی از جنبه‌های آموزه‌های متعارف قدیمی و بی‌ربط هستند.

the council sought a balance between orthodoxism and inclusivity.

شورای عالی به دنبال تعادلی بین آموزه‌های متعارف و فراگیری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید