ostracizing

[ایالات متحده]/ˈɒstrəsaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɑːstrəsaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل حذف یا تبعید کسی

عبارات و ترکیب‌ها

ostracizing behavior

رفتار طرد کننده

ostracizing others

طرد دیگران

ostracizing group

گروه طرد شده

ostracizing tactics

تاکتیک های طرد

ostracizing culture

فرهنگ طرد

ostracizing individuals

طرد افراد

ostracizing practices

روش های طرد

ostracizing actions

اقدامات طرد

ostracizing remarks

اظهارات طرد

ostracizing comments

نظرات طرد

جملات نمونه

ostracizing someone can lead to severe emotional distress.

طرد کردن کسی می‌تواند منجر به ناراحتی شدید احساسی شود.

they were ostracizing him for his unpopular opinions.

آنها او را به دلیل نظرات غیر محبوبش طرد می‌کردند.

ostracizing individuals can create a toxic environment.

طرد افراد می‌تواند یک محیط سمی ایجاد کند.

she felt ostracizing from her peers after the incident.

او بعد از حادثه احساس طرد شدگی از همسالان خود کرد.

ostracizing others is often a form of bullying.

طرد دیگران اغلب یک نوع زورگویی است.

the community was accused of ostracizing newcomers.

جامعه به اتهام طرد افراد جدید متهم شد.

ostracizing can have long-term psychological effects.

طرد می‌تواند اثرات طولانی مدت روانی داشته باشد.

he struggled with feelings of ostracizing during his school years.

او در طول سال‌های مدرسه با احساسات طرد شدگی دست و پنجه نرم کرد.

ostracizing can be a powerful tool for social control.

طرد می‌تواند یک ابزار قدرتمند برای کنترل اجتماعی باشد.

they decided to stop ostracizing him and include him instead.

آنها تصمیم گرفتند از طرد کردن او دست بردارند و به جای آن او را در خود بگنجانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید