ostracizing behavior
رفتار طرد کننده
ostracizing others
طرد دیگران
ostracizing group
گروه طرد شده
ostracizing tactics
تاکتیک های طرد
ostracizing culture
فرهنگ طرد
ostracizing individuals
طرد افراد
ostracizing practices
روش های طرد
ostracizing actions
اقدامات طرد
ostracizing remarks
اظهارات طرد
ostracizing comments
نظرات طرد
ostracizing someone can lead to severe emotional distress.
طرد کردن کسی میتواند منجر به ناراحتی شدید احساسی شود.
they were ostracizing him for his unpopular opinions.
آنها او را به دلیل نظرات غیر محبوبش طرد میکردند.
ostracizing individuals can create a toxic environment.
طرد افراد میتواند یک محیط سمی ایجاد کند.
she felt ostracizing from her peers after the incident.
او بعد از حادثه احساس طرد شدگی از همسالان خود کرد.
ostracizing others is often a form of bullying.
طرد دیگران اغلب یک نوع زورگویی است.
the community was accused of ostracizing newcomers.
جامعه به اتهام طرد افراد جدید متهم شد.
ostracizing can have long-term psychological effects.
طرد میتواند اثرات طولانی مدت روانی داشته باشد.
he struggled with feelings of ostracizing during his school years.
او در طول سالهای مدرسه با احساسات طرد شدگی دست و پنجه نرم کرد.
ostracizing can be a powerful tool for social control.
طرد میتواند یک ابزار قدرتمند برای کنترل اجتماعی باشد.
they decided to stop ostracizing him and include him instead.
آنها تصمیم گرفتند از طرد کردن او دست بردارند و به جای آن او را در خود بگنجانند.
ostracizing behavior
رفتار طرد کننده
ostracizing others
طرد دیگران
ostracizing group
گروه طرد شده
ostracizing tactics
تاکتیک های طرد
ostracizing culture
فرهنگ طرد
ostracizing individuals
طرد افراد
ostracizing practices
روش های طرد
ostracizing actions
اقدامات طرد
ostracizing remarks
اظهارات طرد
ostracizing comments
نظرات طرد
ostracizing someone can lead to severe emotional distress.
طرد کردن کسی میتواند منجر به ناراحتی شدید احساسی شود.
they were ostracizing him for his unpopular opinions.
آنها او را به دلیل نظرات غیر محبوبش طرد میکردند.
ostracizing individuals can create a toxic environment.
طرد افراد میتواند یک محیط سمی ایجاد کند.
she felt ostracizing from her peers after the incident.
او بعد از حادثه احساس طرد شدگی از همسالان خود کرد.
ostracizing others is often a form of bullying.
طرد دیگران اغلب یک نوع زورگویی است.
the community was accused of ostracizing newcomers.
جامعه به اتهام طرد افراد جدید متهم شد.
ostracizing can have long-term psychological effects.
طرد میتواند اثرات طولانی مدت روانی داشته باشد.
he struggled with feelings of ostracizing during his school years.
او در طول سالهای مدرسه با احساسات طرد شدگی دست و پنجه نرم کرد.
ostracizing can be a powerful tool for social control.
طرد میتواند یک ابزار قدرتمند برای کنترل اجتماعی باشد.
they decided to stop ostracizing him and include him instead.
آنها تصمیم گرفتند از طرد کردن او دست بردارند و به جای آن او را در خود بگنجانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید