others agree
سایرین موافق هستند
help others
به دیگران کمک کنید
besides others
علاوه بر دیگران
for others
برای دیگران
others say
سایرین می گویند
protect others
محافظت از دیگران
others think
سایرین فکر می کنند
like others
مثل دیگران
others felt
سایرین احساس کردند
treat others
رفتار با دیگران
many others agreed with her proposal for a new marketing strategy.
بسیاری دیگر با پیشنهاد او برای یک استراتژی بازاریابی جدید موافقت کردند.
we helped others in need after the devastating earthquake.
ما به کمک نیازمندان پس از زلزله ویرانگر شتافتیم.
compared to others, his performance was significantly better.
در مقایسه با دیگران، عملکرد او به طور قابل توجهی بهتر بود.
she felt responsible for helping others overcome their challenges.
او احساس مسئولیت برای کمک به دیگران در غلبه بر چالشهایشان داشت.
others might disagree, but i believe this is the right course of action.
شاید دیگران مخالف باشند، اما من معتقدم که این مسیر درست است.
the company provides opportunities for others to advance their careers.
این شرکت فرصتهایی را برای دیگران فراهم میکند تا پیشرفت شغلی خود را داشته باشند.
he often volunteers his time to assist others in the community.
او اغلب وقت خود را به عنوان داوطلب برای کمک به دیگران در جامعه صرف میکند.
others were invited to participate in the research project.
دیگران برای شرکت در پروژه تحقیقاتی دعوت شدند.
she encouraged others to pursue their dreams relentlessly.
او دیگران را به دنبال کردن بیوقفه رویاهایشان تشویق کرد.
the team worked together to support others facing difficulties.
تیم برای حمایت از دیگرانی که با مشکلاتی روبرو بودند، با هم همکاری کردند.
others expressed concerns about the potential environmental impact.
برخی دیگر نگرانی در مورد تأثیرات احتمالی زیست محیطی ابراز کردند.
others agree
سایرین موافق هستند
help others
به دیگران کمک کنید
besides others
علاوه بر دیگران
for others
برای دیگران
others say
سایرین می گویند
protect others
محافظت از دیگران
others think
سایرین فکر می کنند
like others
مثل دیگران
others felt
سایرین احساس کردند
treat others
رفتار با دیگران
many others agreed with her proposal for a new marketing strategy.
بسیاری دیگر با پیشنهاد او برای یک استراتژی بازاریابی جدید موافقت کردند.
we helped others in need after the devastating earthquake.
ما به کمک نیازمندان پس از زلزله ویرانگر شتافتیم.
compared to others, his performance was significantly better.
در مقایسه با دیگران، عملکرد او به طور قابل توجهی بهتر بود.
she felt responsible for helping others overcome their challenges.
او احساس مسئولیت برای کمک به دیگران در غلبه بر چالشهایشان داشت.
others might disagree, but i believe this is the right course of action.
شاید دیگران مخالف باشند، اما من معتقدم که این مسیر درست است.
the company provides opportunities for others to advance their careers.
این شرکت فرصتهایی را برای دیگران فراهم میکند تا پیشرفت شغلی خود را داشته باشند.
he often volunteers his time to assist others in the community.
او اغلب وقت خود را به عنوان داوطلب برای کمک به دیگران در جامعه صرف میکند.
others were invited to participate in the research project.
دیگران برای شرکت در پروژه تحقیقاتی دعوت شدند.
she encouraged others to pursue their dreams relentlessly.
او دیگران را به دنبال کردن بیوقفه رویاهایشان تشویق کرد.
the team worked together to support others facing difficulties.
تیم برای حمایت از دیگرانی که با مشکلاتی روبرو بودند، با هم همکاری کردند.
others expressed concerns about the potential environmental impact.
برخی دیگر نگرانی در مورد تأثیرات احتمالی زیست محیطی ابراز کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید