friendly neighbors
همسایگان دوستانه
meet neighbors
آشنایی با همسایگان
help neighbors
کمک به همسایگان
good neighbors
همسایگان خوب
nearby neighbors
همسایگان نزدیک
neighbors next door
همسایگان در مجاورت
our neighbors
همسایگان ما
neighbors complained
همسایگان شکایت کردند
neighbors gathered
همسایگان گرد هم آمدند
support neighbors
حمایت از همسایگان
we're friendly with our neighbors and often borrow tools from each other.
ما با همسایگان خود دوستانه هستیم و اغلب ابزارها را از یکدیگر قرض میگیریم.
the new neighbors moved in last week and brought over a housewarming gift.
همسایگان جدید هفته گذشته نقل مکان کردند و یک هدیه خوشآمدگویی آوردند.
our neighbors complained about the loud music coming from our party.
همسایگان در مورد صدای بلندی که از مهمانی ما پخش میشد شکایت کردند.
we need to be good neighbors and keep our yard tidy.
ما باید همسایگان خوبی باشیم و حیاط خود را مرتب نگه داریم.
the neighbors helped us shovel snow from our driveway last winter.
همسایگان به ما کمک کردند تا برف را از کنار پیادهروی ما در زمستان گذشته برفروبی کنیم.
we often chat with our neighbors over the fence about the weather.
ما اغلب با همسایگان خود در مورد هوا در طول حصار صحبت میکنیم.
the neighborhood watch program relies on the cooperation of neighbors.
برنامه نگهبان محله به همکاری همسایگان متکی است.
we're lucky to have such supportive and caring neighbors.
ما خوششانسیم که چنین همسایگان پشتیبان و دلسوز داریم.
the neighbors are planning a block party next month.
همسایگان در حال برنامهریزی برای یک جشن محله ماه آینده هستند.
we introduced ourselves to the new neighbors as soon as they arrived.
ما به محض ورود، خودمان را به همسایگان جدید معرفی کردیم.
the neighbors' dog barks incessantly, which is quite annoying.
سگ همسایگان به طور مداوم پارس میکند که بسیار آزاردهنده است.
friendly neighbors
همسایگان دوستانه
meet neighbors
آشنایی با همسایگان
help neighbors
کمک به همسایگان
good neighbors
همسایگان خوب
nearby neighbors
همسایگان نزدیک
neighbors next door
همسایگان در مجاورت
our neighbors
همسایگان ما
neighbors complained
همسایگان شکایت کردند
neighbors gathered
همسایگان گرد هم آمدند
support neighbors
حمایت از همسایگان
we're friendly with our neighbors and often borrow tools from each other.
ما با همسایگان خود دوستانه هستیم و اغلب ابزارها را از یکدیگر قرض میگیریم.
the new neighbors moved in last week and brought over a housewarming gift.
همسایگان جدید هفته گذشته نقل مکان کردند و یک هدیه خوشآمدگویی آوردند.
our neighbors complained about the loud music coming from our party.
همسایگان در مورد صدای بلندی که از مهمانی ما پخش میشد شکایت کردند.
we need to be good neighbors and keep our yard tidy.
ما باید همسایگان خوبی باشیم و حیاط خود را مرتب نگه داریم.
the neighbors helped us shovel snow from our driveway last winter.
همسایگان به ما کمک کردند تا برف را از کنار پیادهروی ما در زمستان گذشته برفروبی کنیم.
we often chat with our neighbors over the fence about the weather.
ما اغلب با همسایگان خود در مورد هوا در طول حصار صحبت میکنیم.
the neighborhood watch program relies on the cooperation of neighbors.
برنامه نگهبان محله به همکاری همسایگان متکی است.
we're lucky to have such supportive and caring neighbors.
ما خوششانسیم که چنین همسایگان پشتیبان و دلسوز داریم.
the neighbors are planning a block party next month.
همسایگان در حال برنامهریزی برای یک جشن محله ماه آینده هستند.
we introduced ourselves to the new neighbors as soon as they arrived.
ما به محض ورود، خودمان را به همسایگان جدید معرفی کردیم.
the neighbors' dog barks incessantly, which is quite annoying.
سگ همسایگان به طور مداوم پارس میکند که بسیار آزاردهنده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید