outlived expectations
فراتر از انتظارات عمل کرد
outlived its usefulness
دیگر کارآمد نبود
outlived the storm
طوفان را پشت سر گذاشت
outlived the competition
رقابت را پشت سر گذاشت
outlived the trend
روند را پشت سر گذاشت
outlived the crisis
بحران را پشت سر گذاشت
outlived the rumor
شایعه را پشت سر گذاشت
outlived the fad
مد روز را پشت سر گذاشت
outlived the era
عصر را پشت سر گذاشت
outlived the fear
ترس را پشت سر گذاشت
she outlived her husband by several years.
او سالها پس از فوت همسرش زنده ماند.
many species have outlived the dinosaurs.
بسیاری از گونهها دایناسورها را زنده کردهاند.
he hopes to outlive the challenges he faces.
او امیدوار است چالشهایی را که با آنها روبرو است، پشت سر بگذارد.
some trees can outlive human civilizations.
برخی از درختان میتوانند تمدنهای انسانی را زنده بمانند.
the old traditions have outlived their usefulness.
آدات قدیمی کارایی خود را از دست دادهاند.
she has outlived her initial expectations.
او انتظارات اولیه خود را پشت سر گذاشته است.
he has outlived many of his contemporaries.
او بسیاری از همزمانان خود را پشت سر گذاشته است.
the legend has outlived generations.
افسانه نسلها را پشت سر گذاشته است.
they believe that love can outlive any hardship.
آنها معتقدند که عشق میتواند هر سختی را پشت سر بگذارد.
her wisdom has outlived her physical presence.
حکمت او از حضور فیزیکی او بیشتر دوام آورده است.
outlived expectations
فراتر از انتظارات عمل کرد
outlived its usefulness
دیگر کارآمد نبود
outlived the storm
طوفان را پشت سر گذاشت
outlived the competition
رقابت را پشت سر گذاشت
outlived the trend
روند را پشت سر گذاشت
outlived the crisis
بحران را پشت سر گذاشت
outlived the rumor
شایعه را پشت سر گذاشت
outlived the fad
مد روز را پشت سر گذاشت
outlived the era
عصر را پشت سر گذاشت
outlived the fear
ترس را پشت سر گذاشت
she outlived her husband by several years.
او سالها پس از فوت همسرش زنده ماند.
many species have outlived the dinosaurs.
بسیاری از گونهها دایناسورها را زنده کردهاند.
he hopes to outlive the challenges he faces.
او امیدوار است چالشهایی را که با آنها روبرو است، پشت سر بگذارد.
some trees can outlive human civilizations.
برخی از درختان میتوانند تمدنهای انسانی را زنده بمانند.
the old traditions have outlived their usefulness.
آدات قدیمی کارایی خود را از دست دادهاند.
she has outlived her initial expectations.
او انتظارات اولیه خود را پشت سر گذاشته است.
he has outlived many of his contemporaries.
او بسیاری از همزمانان خود را پشت سر گذاشته است.
the legend has outlived generations.
افسانه نسلها را پشت سر گذاشته است.
they believe that love can outlive any hardship.
آنها معتقدند که عشق میتواند هر سختی را پشت سر بگذارد.
her wisdom has outlived her physical presence.
حکمت او از حضور فیزیکی او بیشتر دوام آورده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید