outlived

[ایالات متحده]/aʊtˈlɪvd/
[بریتانیا]/aʊtˈlɪvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بیشتر از کسی زندگی کرده است؛ تا زمانی زندگی کردن که چیزی فراموش شود

عبارات و ترکیب‌ها

outlived expectations

فراتر از انتظارات عمل کرد

outlived its usefulness

دیگر کارآمد نبود

outlived the storm

طوفان را پشت سر گذاشت

outlived the competition

رقابت را پشت سر گذاشت

outlived the trend

روند را پشت سر گذاشت

outlived the crisis

بحران را پشت سر گذاشت

outlived the rumor

شایعه را پشت سر گذاشت

outlived the fad

مد روز را پشت سر گذاشت

outlived the era

عصر را پشت سر گذاشت

outlived the fear

ترس را پشت سر گذاشت

جملات نمونه

she outlived her husband by several years.

او سال‌ها پس از فوت همسرش زنده ماند.

many species have outlived the dinosaurs.

بسیاری از گونه‌ها دایناسورها را زنده کرده‌اند.

he hopes to outlive the challenges he faces.

او امیدوار است چالش‌هایی را که با آن‌ها روبرو است، پشت سر بگذارد.

some trees can outlive human civilizations.

برخی از درختان می‌توانند تمدن‌های انسانی را زنده بمانند.

the old traditions have outlived their usefulness.

آدات قدیمی کارایی خود را از دست داده‌اند.

she has outlived her initial expectations.

او انتظارات اولیه خود را پشت سر گذاشته است.

he has outlived many of his contemporaries.

او بسیاری از همزمانان خود را پشت سر گذاشته است.

the legend has outlived generations.

افسانه نسل‌ها را پشت سر گذاشته است.

they believe that love can outlive any hardship.

آن‌ها معتقدند که عشق می‌تواند هر سختی را پشت سر بگذارد.

her wisdom has outlived her physical presence.

حکمت او از حضور فیزیکی او بیشتر دوام آورده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید