predeceased

[ایالات متحده]/ˌpriːdɪˈsiːst/
[بریتانیا]/ˌpriːdɪˈsiːst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قبل از کسی دیگر مردن

عبارات و ترکیب‌ها

predeceased spouse

همسر متوفی

predeceased parent

والد یا مادر متوفی

predeceased child

فرزند متوفی

predeceased relative

نسبت کار متوفی

predeceased family

خانواده متوفی

predeceased sibling

خواهر یا برادر متوفی

predeceased friend

دوست متوفی

predeceased heir

واریس متوفی

predeceased partner

همراه متوفی

predeceased ancestor

نیاکان متوفی

جملات نمونه

her father predeceased her by several years.

پدرش چندین سال قبل از او فوت کرده بود.

many family members predeceased him, leaving him as the last survivor.

بسیاری از اعضای خانواده او قبل از او فوت کردند و او را آخرین بازمانده کردند.

he often reminisced about his mother who predeceased him.

او اغلب به یاد مادرش که قبل از او فوت کرده بود، افتاد.

her husband predeceased her, which left her heartbroken.

همسرش قبل از او فوت کرد که باعث شد او دلشکسته شود.

she found comfort in knowing her siblings had predeceased her.

او آرامش خاطر در دانستن اینکه خواهر و برادرانش قبل از او فوت کرده بودند، یافت.

his grandparents predeceased him before he could meet them.

پدربزرگ و مادربزرگش قبل از اینکه او بتواند آنها را ملاقات کند، فوت کردند.

they honored their parents who had predeceased them at the ceremony.

آنها در مراسم یادبود، به والدین خود که قبل از آنها فوت کرده بودند، ادای احترام کردند.

she inherited the family estate after her uncle predeceased her.

او پس از فوت عموی خود، املاک و مستغلات خانوادگی را به ارث برد.

he was grateful that his wife had not predeceased him.

او سپاسگزار بود که همسرش قبل از او فوت نکرده بود.

they discussed how their friends had predeceased them in their youth.

آنها در مورد اینکه دوستانشان در جوانی قبل از آنها فوت کرده بودند، صحبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید