outsides

[ایالات متحده]/ˈaʊtsaɪdz/
[بریتانیا]/ˈaʊtsaɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع) طرف یا سطح خارجی چیزی; (جمع) منطقه اطراف یک ساختمان یا سازه; (جمع) لاین خارجی یک جاده یا پیست منحنی

عبارات و ترکیب‌ها

outsides only

فقط بیرون

outsides in

بیرون داخل

outsides view

دید بیرون

outsides world

جهان بیرون

outsides edge

لبه بیرونی

outsides area

منطقه بیرونی

outsides space

فضای بیرونی

outsides environment

محیط بیرونی

outsides zone

منطقه بیرونی

outsides perspective

دیدگاه بیرونی

جملات نمونه

the outsides of the buildings were covered in graffiti.

بیرون ساختمان‌ها با نقاشی دیواری پوشیده شده بود.

she prefers to spend her time on the outsides rather than indoors.

او ترجیح می‌دهد زمان خود را در فضای باز بگذراند تا در داخل.

we need to clean the outsides of the windows.

ما باید فضای بیرونی پنجره‌ها را تمیز کنیم.

the outsides of the shoes were muddy after the hike.

فضای بیرونی کفش‌ها بعد از پیاده‌روی گل‌آلود بود.

the outsides of the fruit looked fresh and inviting.

فضای بیرونی میوه تازه و جذاب به نظر می‌رسید.

he painted the outsides of the fence a bright color.

او فضای بیرونی حصار را با رنگ روشن نقاشی کرد.

they decorated the outsides of their house for the holidays.

آنها فضای بیرونی خانه خود را برای تعطیلات تزئین کردند.

the outsides of the cars were shiny after the wash.

فضای بیرونی ماشین‌ها بعد از شستشو براق بودند.

inspect the outsides of the packages for any damage.

فضای بیرونی بسته‌ها را برای هرگونه آسیب بررسی کنید.

they enjoyed the beauty of the outsides of nature during their walk.

آنها از زیبایی فضای بیرونی طبیعت در طول پیاده‌روی خود لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید