outsmarted

[ایالات متحده]/ˌaʊtˈsmɑːtɪd/
[بریتانیا]/ˌaʊtˈsmɑrtəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از کسی باهوش‌تر بودن

عبارات و ترکیب‌ها

outsmarted the game

با فریب بازی را برده‌اند

outsmarted the opponent

حریف را فریب داده‌اند

outsmarted the competition

رقابت را فریب داده‌اند

outsmarted his rivals

رقیبانش را فریب داده‌اند

outsmarted the system

سیستم را فریب داده‌اند

outsmarted the challenge

چالش را فریب داده‌اند

outsmarted the plan

برنامه‌ را فریب داده‌اند

outsmarted the trick

حقه را فریب داده‌اند

outsmarted the rules

قوانین را فریب داده‌اند

outsmarted the enemy

دشمن را فریب داده‌اند

جملات نمونه

she outsmarted her competitors in the business deal.

او رقبای خود را در معامله تجاری فریب داد.

he always finds a way to outsmart his opponents.

او همیشه راهی برای فریب دادن حریفانش پیدا می‌کند.

the clever student outsmarted the teacher during the quiz.

دانجوی باهوش در طول امتحان، معلم را فریب داد.

they tried to outsmart the system but failed.

آنها سعی کردند سیستم را فریب دهند اما شکست خوردند.

she outsmarted her friends in the game of chess.

او دوستان خود را در بازی شطرنج فریب داد.

he was outsmarted by a younger rival.

او توسط یک رقیب جوان‌تر فریب خورد.

the detective outsmarted the criminal with his clever plan.

مامور پلیس با طرح زیرکانه خود، مجرم را فریب داد.

they thought they could outsmart the rules, but they were caught.

آنها فکر کردند می‌توانند قوانین را فریب دهند، اما دستگیر شدند.

outsmarting the competition requires strategic thinking.

فریب دادن رقابت به تفکر استراتژیک نیاز دارد.

she outsmarted everyone with her innovative ideas.

او با ایده‌های نوآورانه خود همه را فریب داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید