bamboozled

[ایالات متحده]/[ˈbæmbʊzəld]/
[بریتانیا]/[ˈbæmbʊzəld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فریب دادن یا گول زدن کسی؛ گول یا فریب خوردن.
adj. فریب خورده یا گول خورده.

عبارات و ترکیب‌ها

bamboozled completely

کاملاً فریب خورده

get bamboozled

فریب بخور

totally bamboozled

کاملاً فریب خورده

bamboozled by him

توسط او فریب خورده

being bamboozled

در حال فریب خوردن

bamboozled them all

همه را فریب داد

was bamboozled

فریب خورده بود

so bamboozled

خیلی فریب خورده

bamboozled into

وارد فریب شد

they bamboozled

آنها فریب دادند

جملات نمونه

i was completely bamboozled by the magician's trick.

من کاملاً با شعبده‌گر و شعبده‌اش فریب خوردم.

don't be bamboozled by fake investment opportunities.

فریب فرصت‌های سرمایه‌گذاری جعلی را نخورید.

the con artist bamboozled him out of a lot of money.

کلاهبردار او را از پول زیادی فریب داد.

she felt bamboozled after realizing the deal was a scam.

او پس از متوجه شدن اینکه معامله یک کلاهبرداری بود، احساس فریب خوردن کرد.

he tried to bamboozle us with a false alibi.

او سعی کرد ما را با یک ادعای دروغ فریب دهد.

the politician was accused of bamboozling the public.

سیاستمدان به فریب دادن مردم متهم شدند.

i was bamboozled by the complexity of the contract.

من از پیچیدگی قرارداد گیج شده بودم.

the company tried to bamboozle customers with hidden fees.

شرکت سعی کرد مشتریان را با هزینه‌های پنهان فریب دهد.

don't let yourself get bamboozled by their sales pitch.

به خودتان اجازه ندهید که با پیشنهاد فروش آنها فریب بخورید.

he bamboozled everyone into thinking he was wealthy.

او همه را فریب داد تا فکر کنند ثروتمند است.

the website was designed to bamboozle visitors into buying.

وب سایت به گونه‌ای طراحی شده بود که بازدیدکنندگان را فریب دهد تا خرید کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید