outstrip

[ایالات متحده]/ˌaʊtˈstrɪp/
[بریتانیا]/ˌaʊtˈstrɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. در عملکرد پیشی گرفتن؛ فراتر رفتن (در یک مسابقه و غیره)
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریoutstripping
زمان گذشتهoutstripped
شکل سوم شخص مفردoutstrips
قسمت سوم فعلoutstripped
جمعoutstrips

عبارات و ترکیب‌ها

outstrip competitors

پیشی گرفتن بر رقبا

outstrip expectations

فوق‌العاده بودن از انتظارات

outstrip the competition

از رقیب پیشی گرفتن

outstrip sales goals

از اهداف فروش پیشی گرفتن

جملات نمونه

The company's growth has outstripped all expectations.

رشد شرکت از تمام انتظارات فراتر رفته است.

Her talent outstrips that of her peers.

استعداد او از همتایانش پیشی گرفته است.

The demand for the product quickly outstripped the supply.

تقاضا برای محصول به سرعت از عرضه بیشتر شد.

His speed on the track outstrips his competitors.

سرعت او در پیست از رقبایش پیشی می‌گیرد.

The team's performance outstripped their previous records.

عملکرد تیم از رکوردهای قبلی‌شان فراتر رفت.

The new technology outstrips the old one in terms of efficiency.

فناوری جدید از نظر کارایی از فناوری قدیمی پیشی می‌گیرد.

Her determination to succeed outstrips her fear of failure.

عزم او برای موفقیت از ترس او از شکست بیشتر است.

The company's profits have outstripped its competitors.

سود شرکت از رقبای آن بیشتر شده است.

His ambition to become a leader outstrips his peers.

جاه‌طلبی او برای تبدیل شدن به یک رهبر از همتایانش بیشتر است.

The team's enthusiasm outstrips their opponents.

شور و شوق تیم از حریفانشان بیشتر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید