outmatch

[ایالات متحده]/aʊtˈmætʃ/
[بریتانیا]/aʊtˈmætʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. در رقابت پیشی گرفتن یا شکست دادن؛ برتر بودن یا بهتر بودن از
Word Forms
زمان گذشتهoutmatched
قسمت سوم فعلoutmatched
صفت یا فعل حال استمراریoutmatching
شکل سوم شخص مفردoutmatches
جمعoutmatches

عبارات و ترکیب‌ها

outmatch competitors

غلبه بر رقبای

outmatch expectations

غلبه بر انتظارات

outmatch rivals

غلبه بر رقیبان

outmatch others

غلبه بر دیگران

outmatch performance

غلبه بر عملکرد

outmatch skills

غلبه بر مهارت‌ها

outmatch talent

غلبه بر استعداد

outmatch standards

غلبه بر استانداردهای

outmatch ability

غلبه بر توانایی

outmatch goals

غلبه بر اهداف

جملات نمونه

his skills outmatch those of his competitors.

مهارت‌های او از رقبایش پیشی می‌گیرند.

the team's performance outmatched all expectations.

عملکرد تیم از همه انتظارات بهتر بود.

she felt that her talent would outmatch any obstacles.

او احساس می‌کرد که استعدادش بر هر مانعی غلبه خواهد کرد.

the new model outmatches the previous version in speed.

مدل جدید از نظر سرعت از نسخه قبلی بهتر است.

his determination outmatches that of anyone i know.

عزیمت او از هر کسی که می‌شناسم بیشتر است.

in terms of creativity, she outmatches her peers.

از نظر خلاقیت، او از همسالانش بهتر است.

the athlete's strength outmatched her rivals.

قدرت ورزشکار از رقبایش بیشتر بود.

their resources outmatch what we have available.

منابع آنها از آنچه ما در اختیار داریم بیشتر است.

his knowledge outmatches that of the entire team.

دانش او از کل تیم بیشتر است.

the company's innovation outmatches its competitors.

نوآوری شرکت از رقبای آن پیشی می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید