| شکل سوم شخص مفرد | surpasses |
| صفت یا فعل حال استمراری | surpassing |
| جمع | surpasses |
| قسمت سوم فعل | surpassed |
| زمان گذشته | surpassed |
surpass expectations
فراطعقیدهها
surpass limits
فراطعادیها
surpass competitors
فراطعاده رقبای
surpass goals
فراطعقیدهها
surpass obstacles
فراطعقیدهها
surpass standards
استانداردها را پشت سر گذاشتن
surpass the advanced
پیشرفته را پشت سر گذاشتن
the organist was surpassing himself.
سازنده در حال برتری بود.
a picture of surpassing beauty.
تصویری از زیبایی خیره کننده.
The latecomers surpass the early starters.
افراد دیررس از پیشروان اولیه پیشی میگیرند.
The result surpassed their hopes.
نتیجه از امیدهای آنها فراتر رفت.
misery that surpasses comprehension.
بدبختی که فراتر از درک است.
monuments of surpassing splendor.
بناهای با شکوهی فراتر.
happiness that surpassed description.
شادی که وصف آن فراتر از بیان بود.
he continued to surpass me at all games.
او در همه بازی ها به برتری من ادامه داد.
The task surpassed his skill.
این کار از مهارت او فراتر بود.
He surpassed all his rivals.
او بر همه رقبای خود غلبه کرد.
The beauty of the scenery surpassed my expectation.
زیبایی منظره از حد انتظار من فراتر بود.
The results surpassed all our expectations.
نتایج از همه انتظارات ما فراتر رفت.
is surpassed by few as a debater;
به عنوان مناظرهکننده، توسط تعداد کمی برتر است.
he readily admits that the new car surpasses its predecessors.
او به راحتی اعتراف میکند که ماشین جدید از مدلهای قبلی بهتر است.
pre-war levels of production were surpassed in 1929.
سطح تولید قبل از جنگ در سال 1929 از حد فراتر رفت.
This realization of our dreams surpassed even our wildest expectations.
این تحقق رویاهای ما حتی از بالاترین انتظارات ما نیز فراتر بود.
Ricing above the ordinary,surpassing what would be expected,
بالا رفتن از معمول، فراتر رفتن از آنچه انتظار می رود،
In this paper,a type of kilomega bps chips group for ether net which surpasses the standards by large abundance is presented.
در این مقاله، یک نوع گروه تراشه های کیلوامگا بی پی اس برای اتر نت که از استانداردها با وفور زیاد پیشی می گیرد، ارائه شده است.
This thirst for knowledge and broad mind triggered unlimited passion and wisdom which is aimed at surpassing to the longinquity of the past amid challenges and disputes.
این عطش برای دانش و ذهن باز، شور و خرد نامحدودی را برانگیخت که هدف آن برتری نسبت به دیرپای گذشته در میان چالش ها و اختلافات است.
excelled her father as a lawyer). Tosurpass another is to be superior in performance, quality, or degree:
برتر از پدرش به عنوان یک وکیل). برتری نسبت به دیگری به معنای برتری در عملکرد، کیفیت یا درجه است:
surpass expectations
فراطعقیدهها
surpass limits
فراطعادیها
surpass competitors
فراطعاده رقبای
surpass goals
فراطعقیدهها
surpass obstacles
فراطعقیدهها
surpass standards
استانداردها را پشت سر گذاشتن
surpass the advanced
پیشرفته را پشت سر گذاشتن
the organist was surpassing himself.
سازنده در حال برتری بود.
a picture of surpassing beauty.
تصویری از زیبایی خیره کننده.
The latecomers surpass the early starters.
افراد دیررس از پیشروان اولیه پیشی میگیرند.
The result surpassed their hopes.
نتیجه از امیدهای آنها فراتر رفت.
misery that surpasses comprehension.
بدبختی که فراتر از درک است.
monuments of surpassing splendor.
بناهای با شکوهی فراتر.
happiness that surpassed description.
شادی که وصف آن فراتر از بیان بود.
he continued to surpass me at all games.
او در همه بازی ها به برتری من ادامه داد.
The task surpassed his skill.
این کار از مهارت او فراتر بود.
He surpassed all his rivals.
او بر همه رقبای خود غلبه کرد.
The beauty of the scenery surpassed my expectation.
زیبایی منظره از حد انتظار من فراتر بود.
The results surpassed all our expectations.
نتایج از همه انتظارات ما فراتر رفت.
is surpassed by few as a debater;
به عنوان مناظرهکننده، توسط تعداد کمی برتر است.
he readily admits that the new car surpasses its predecessors.
او به راحتی اعتراف میکند که ماشین جدید از مدلهای قبلی بهتر است.
pre-war levels of production were surpassed in 1929.
سطح تولید قبل از جنگ در سال 1929 از حد فراتر رفت.
This realization of our dreams surpassed even our wildest expectations.
این تحقق رویاهای ما حتی از بالاترین انتظارات ما نیز فراتر بود.
Ricing above the ordinary,surpassing what would be expected,
بالا رفتن از معمول، فراتر رفتن از آنچه انتظار می رود،
In this paper,a type of kilomega bps chips group for ether net which surpasses the standards by large abundance is presented.
در این مقاله، یک نوع گروه تراشه های کیلوامگا بی پی اس برای اتر نت که از استانداردها با وفور زیاد پیشی می گیرد، ارائه شده است.
This thirst for knowledge and broad mind triggered unlimited passion and wisdom which is aimed at surpassing to the longinquity of the past amid challenges and disputes.
این عطش برای دانش و ذهن باز، شور و خرد نامحدودی را برانگیخت که هدف آن برتری نسبت به دیرپای گذشته در میان چالش ها و اختلافات است.
excelled her father as a lawyer). Tosurpass another is to be superior in performance, quality, or degree:
برتر از پدرش به عنوان یک وکیل). برتری نسبت به دیگری به معنای برتری در عملکرد، کیفیت یا درجه است:
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید