outwardly

[ایالات متحده]/ˈaʊtwədli:/
[بریتانیا]/ˈaʊtwədli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور سطحی; در سطح.

جملات نمونه

an outwardly normal life.

یک زندگی عادی ظاهراً

outwardly a perfect gentleman.

ظاهراً یک جنتلمن کامل.

outwardly they are cool, calm, and collected.

آنها از بیرون خونسرد، آرام و متمرکز به نظر می‌رسند.

outwardly featureless modern offices.

دفاتر مدرن بیرونی که فاقد ویژگی هستند.

Outwardly the couple appeared happy.

ظاهراً زوج خوشحال به نظر می رسید.

Though very fierce outwardly,the dog was well-tamed.

اگرچه از نظر بیرونی بسیار سرسخت بود، سگ به خوبی رام شده بود.

The brothers were outwardly friendly;inwardly they were far apart.

برادران از نظر بیرونی دوستانه بودند؛ اما از نظر درونی بسیار دور بودند.

Outwardly she looked confident but in reality she felt extremely nervous.

ظاهراً اعتماد به نفس داشت اما در واقعیت بسیار عصبی بود.

He is a wolf in sheep’s clothing,outwardly kind but inwardly vicious!

او گرگی است که در لباس گوسفندی پنهان شده است، از نظر بیرونی مهربان اما از نظر درونی بسیار خبیث!

He, who is outwardly gentle but inwardly stern, can disguise himself by gentle appearance but he is never shakable and doubtable to his goal.

او که از نظر بیرونی مهربان است اما از نظر درونی جدی، می‌تواند خود را با ظاهر مهربان پنهان کند، اما هرگز قابل تکان نیست و در مورد هدفش قابل شک نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید