ovariectomized

[ایالات متحده]/ˌəʊvəriˈektəmaɪzd/
[بریتانیا]/ˌoʊvəriˈektəmaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.(medicine) دارای برداشتن جراحی تخمدان‌ها (ovariectomy)
v. گذشته و فعل معطوف گذشته از ovariectomize

عبارات و ترکیب‌ها

ovariectomized cat

گربه تخمدان برداشته شده

ovariectomized dog

سگ تخمدان برداشته شده

ovariectomized female

زن تخمدان برداشته شده

recently ovariectomized

به تازگی تخمدان برداشته شده

fully ovariectomized

به طور کامل تخمدان برداشته شده

ovariectomized animals

حیوانات تخمدان برداشته شده

ovariectomized patients

بیماران تخمدان برداشته شده

ovariectomized mice

موش‌های تخمدان برداشته شده

ovariectomized females

زنان تخمدان برداشته شده

جملات نمونه

the ovariectomized mice showed a clear drop in circulating estrogen within two weeks.

موش‌های تخمده‌برداری کاهش قابل توجهی در استروژن گردش خون را در عرض دو هفته نشان دادند.

researchers compared ovariectomized rats with sham-operated controls to isolate hormonal effects.

محققان، موش‌های تخمده‌برداری را با گروه کنترل عمل غیرجراحی مقایسه کردند تا اثرات هورمونی را جدا کنند.

an ovariectomized model was used to mimic postmenopausal bone loss in the study.

در این مطالعه از یک مدل تخمده‌برداری برای تقلید از از دست دادن استخوان در دوران پس از یائسگی استفاده شد.

the ovariectomized group received estradiol replacement therapy to test rescue of symptoms.

گروه تخمده‌برداری تحت درمان جایگزینی استرادیول قرار گرفت تا نجات علائم مورد آزمایش قرار گیرد.

in ovariectomized animals, uterine weight often decreases and serves as a response marker.

در حیوانات تخمده‌برداری، وزن رحم اغلب کاهش می‌یابد و به عنوان یک نشانگر پاسخ عمل می‌کند.

the team tracked weight gain in ovariectomized females under a high-fat diet.

تیم وزن اضافه را در زنان تخمده‌برداری تحت رژیم غذایی پرچرب ردیابی کرد.

ovariectomized rabbits were monitored for changes in lipid profile and glucose tolerance.

خرگوش‌های تخمده‌برداری برای تغییرات در پروفایل لیپید و تحمل گلوکز مورد نظارت قرار گرفتند.

compared with intact animals, ovariectomized subjects had reduced trabecular bone density.

در مقایسه با حیوانات سالم، افراد تخمده‌برداری تراکم استخوان ترابکولی کاهش یافته داشتند.

the ovariectomized cohort underwent weekly dxa scans to quantify skeletal changes.

گروه تخمده‌برداری تحت اسکن‌های هفتگی DXA قرار گرفت تا تغییرات اسکلتی را کمی کند.

inflammatory cytokines increased in ovariectomized specimens after the ovaries were removed.

سیتوکین‌های التهابی در نمونه‌های تخمده‌برداری پس از برداشتن تخمدارها افزایش یافت.

ovariectomized primates were used to evaluate cardiovascular risk after estrogen withdrawal.

از شامپانزه‌های تخمده‌برداری برای ارزیابی خطر قلبی عروقی پس از قطع مصرف استروژن استفاده شد.

the ovariectomized patients were followed for hot flashes and sleep disturbance over six months.

بیماران تخمده‌برداری برای بررسی علائم گرگ ورفت و اختلالات خواب به مدت شش ماه پیگیری شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید