ovaries

[ایالات متحده]/ˈəʊvəriz/
[بریتانیا]/ˈoʊvəriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (مؤنث) غدد تولید مثل که تخمک تولید می‌کنند؛ بخشی از گیاه که دانه‌ها را در خود دارد

عبارات و ترکیب‌ها

healthy ovaries

تخمدان‌های سالم

ovaries function

عملکرد تخمدان‌ها

ovaries removal

برداشتن تخمدان‌ها

ovaries health

سلامت تخمدان‌ها

ovaries size

اندازه تخمدان‌ها

ovaries pain

درد تخمدان‌ها

ovaries cysts

کیست‌های تخمدانی

ovaries hormones

هورمون‌های تخمدانی

ovaries biopsy

بیوپسی تخمدان

ovaries cancer

سرطان تخمدان

جملات نمونه

women have two ovaries in their reproductive system.

زنان دو تخمدان در سیستم تولید مثل خود دارند.

the ovaries produce eggs and hormones.

تخمدان‌ها تخمک و هورمون تولید می‌کنند.

ovaries can be affected by various health conditions.

تخمدان‌ها می‌توانند تحت تأثیر شرایط مختلف سلامتی قرار گیرند.

doctors often perform ultrasounds to check the ovaries.

پزشکان اغلب سونوگرافی انجام می‌دهند تا تخمدان‌ها را بررسی کنند.

polycystic ovary syndrome is a common disorder.

سندرم تخمدان پلی‌کیستیک یک اختلال شایع است.

hormonal imbalances can affect the ovaries.

اختلالات هورمونی می‌توانند بر تخمدان‌ها تأثیر بگذارند.

age can impact the health of the ovaries.

سن می‌تواند بر سلامت تخمدان‌ها تأثیر بگذارد.

some women choose to freeze their ovaries for future use.

برخی از زنان انتخاب می‌کنند تخمدان‌های خود را برای استفاده در آینده فریز کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید