overachievement mindset
نگرش فراتر از حد انتظار
overachievement syndrome
سندرم فراتر از حد انتظار
overachievement culture
فرهنگ فراتر از حد انتظار
overachievement pressure
فشار فراتر از حد انتظار
overachievement goals
اهداف فراتر از حد انتظار
overachievement behavior
رفتار فراتر از حد انتظار
overachievement effects
اثرات فراتر از حد انتظار
overachievement traits
ویژگیهای فراتر از حد انتظار
overachievement rewards
جوایز فراتر از حد انتظار
overachievement challenges
چالشهای فراتر از حد انتظار
his overachievement in academics surprised everyone.
بزرگنمایی او در زمینه تحصیلی باعث تعجب همه شد.
overachievement can lead to burnout if not managed properly.
بزرگنمایی میتواند منجر به فرسودگی شود اگر به درستی مدیریت نشود.
she received an award for her overachievement in sports.
او برای بزرگنمایی خود در ورزشها جایزه دریافت کرد.
overachievement often comes with high expectations from others.
بزرگنمایی اغلب با انتظارات زیاد دیگران همراه است.
his overachievement in the workplace earned him a promotion.
بزرگنمایی او در محل کار باعث ارتقای او شد.
parents sometimes pressure their children into overachievement.
والدین گاهی اوقات بچههای خود را به سمت بزرگنمایی تحت فشار قرار میدهند.
overachievement can be a double-edged sword.
بزرگنمایی میتواند شمشیری دولبهای باشد.
she struggled with feelings of inadequacy despite her overachievement.
او با وجود بزرگنمایی خود با احساسات ناتوانی دست و پنجه نرم کرد.
his overachievement in music led to a record deal.
بزرگنمایی او در موسیقی منجر به قرارداد ضبط شد.
overachievement can sometimes mask deeper issues.
بزرگنمایی گاهی اوقات میتواند مشکلات عمیقتر را پنهان کند.
overachievement mindset
نگرش فراتر از حد انتظار
overachievement syndrome
سندرم فراتر از حد انتظار
overachievement culture
فرهنگ فراتر از حد انتظار
overachievement pressure
فشار فراتر از حد انتظار
overachievement goals
اهداف فراتر از حد انتظار
overachievement behavior
رفتار فراتر از حد انتظار
overachievement effects
اثرات فراتر از حد انتظار
overachievement traits
ویژگیهای فراتر از حد انتظار
overachievement rewards
جوایز فراتر از حد انتظار
overachievement challenges
چالشهای فراتر از حد انتظار
his overachievement in academics surprised everyone.
بزرگنمایی او در زمینه تحصیلی باعث تعجب همه شد.
overachievement can lead to burnout if not managed properly.
بزرگنمایی میتواند منجر به فرسودگی شود اگر به درستی مدیریت نشود.
she received an award for her overachievement in sports.
او برای بزرگنمایی خود در ورزشها جایزه دریافت کرد.
overachievement often comes with high expectations from others.
بزرگنمایی اغلب با انتظارات زیاد دیگران همراه است.
his overachievement in the workplace earned him a promotion.
بزرگنمایی او در محل کار باعث ارتقای او شد.
parents sometimes pressure their children into overachievement.
والدین گاهی اوقات بچههای خود را به سمت بزرگنمایی تحت فشار قرار میدهند.
overachievement can be a double-edged sword.
بزرگنمایی میتواند شمشیری دولبهای باشد.
she struggled with feelings of inadequacy despite her overachievement.
او با وجود بزرگنمایی خود با احساسات ناتوانی دست و پنجه نرم کرد.
his overachievement in music led to a record deal.
بزرگنمایی او در موسیقی منجر به قرارداد ضبط شد.
overachievement can sometimes mask deeper issues.
بزرگنمایی گاهی اوقات میتواند مشکلات عمیقتر را پنهان کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید